هم مانند تواریخ دیگر از این معنی ذکری شده باشد [؟] و محتمل است فردوسی با کمال امانتی که داشته است باز دستخوش روایات متواتره محلی شده باشد، و ذکر صورتگری مانی را از پیش خود ساخته باشد - زیرا هر گاه در مأخذ اصلی (خداینامه) ذکری با این آب و تاب از صورتگری او میشد ممکن نبود که ابوریحان یا ابن الندیم و مسعودی در آن باب ساکت بمانند، لیکن از طرفی دیگر میبینیم که اوراق مکتشفه تورفان و نقوش دیگری که در ترکستان چین در مغارهای بدست آمده مربوط بمانی است و از جنبه قوی شاعرانه مانی هم باین معنی پی میبریم که او در صنایع ظریفه از قبیل نقاشی و موسیقی و شاعری دارای نظر و عقیده بوده است، و شاید هم قبل از او کتاب مصور در ایران و سایر نقاط دنیا معمول نبوده و مانی برای آنکه همه حتی مردم بیسواد از کتب او استفاده کنند و از تصاویر کتابه هم پی باصل معنی آن ببرند، این ابتکار را از خود کرده و کتب خود را یا بوسیله خود یا بوسیله دیگران بنقوش و صور آراسته باشد، و همین معنی که اوراق تورفان هم گواه آنست باعث اشتهار او در نقاشی شده و بالاخره مانی را ربالنوع نقاشی جهان در نظر ایرانیان قرار داده باشد[۱] زیرا بیهوده سخن بدین درازی نشود، خاصه با شهادت اوراق مصور مکتشفه، و باید گفت مورخین همه از روی مأخذ غربی ایران چیز نوشتهاند ولی مأخذ ادبیات فارسی مستقیماً از خراسان و مشرق است که بحقیقت و کانون مانویه نزدیکتر بوده است.
خلاصه و نتیجه این تحقیقات:
چنانکه دیدیم سرگذشت مانی جز آنچه از ولادت و نام و لقب او که (مانی بایاء مجهول) باشد و زمان ظهور او که آنهم مربوط باظهارات خود مانی است و ذکر شد؛ سایر قسمتها همه پریشان و بیسروته و گاه از روی عداوت و حد نوشته شده است.
- ↑ گروهی معتقدند که سبک نقاشی که در اوراق تورفان دیده میشود، سبکی است که از ایران بآن حدود رفته و منبع طرز نقاشی چین بعدها همان اصول مانی است که تا دیری در چین و ایران متداول بوده است، و از عجائب آنست که در سرامدان هنر مینویسد: مانی بایستی سفری کرده و نقاشی را در آنجا آموخته باشد!