شاهنشاه ایران مجادلات دینی غدغن شد و هر کس از مانویان را در هرجا یافتند کشتند، لذا مانویان بتدریج گریخته و از جیحون عبور کردند و داخل مملکت خان شدند و به خان یعنی پادشاه ترکستان پناه بردند و خان لقب پادشاه ترکستان بود و پس از پراکندگی مملکت ایران و نشتت امر ساسانیان و قوت گرفتن عرب، مهاجرین مانوی بایران مراجعت کردند، خاصه در انقلابات ایران (مرادش ظاهراً انقلابات اواخر امر یزدگرد باشد) و عهد بنی امیه. و خالدبن عبدالله القسری حکمران عراق و ایران (بمانویان توجه و اعتنا داشت و در امر تشریفات ریاست مانویان که بایستی فقط در بابل منعقد میشد و بعد رئیس و پیشوای مزبور هر جا را که امن می دید آنجا را مرکز توقف خود و کلیسای مانوی قرار میداد، همراهی مینمود).
بالاخره در ایام مقتدر خلیفه در بلاد اسلام سخت گیریهای شدیدی نسبت بمانویه شده و آنان جلای وطن کردند و باز بخراسان از خوف جان پناه بردند، و آنها که ماندند امر خود را مکتوم و مستور داشتند و در سمرقند قریب پانصد تن از مانویه گرد آمدند و این کار شهرت یافت و صاحب خراسان خواست آنان را بقتل آورد ولی پادشاه چین (مؤلف گوید گمان میکنم صاحب تغزغز باشد) به امیر خراسان پیغام داد که ملک من مسلمین بسیارند اضعاف آنچه در سمرقند از مانویان هم کیش من سکنی دارند و قسم خورد که اگر یک تن مانوی در آنجا کشته شود ما تمام مسلمین را کشته و همه مساجد را خراب خواهیم کرد و در سایر بلاد هم مراقب بوده هر جا مسلمی یابیم بقتل آوریم، بنا بر این صاحب خراسان متعرض مانویان نشد و بر آنها جزیه بنهاد.... ابن الندیم گوید من در عصر معزالدوله (۳۲۰ - ۳۵۶) در شهر بغداد سیصد تن مانویان را میشناختم اما در این زمان (۳۷۷-۳۸۵) در بغداد پنج نفر مانوی پیدا نمیشود و مانویان خراسان خود را اجاری نام نهاده و در روستای سمرقند و صعد و خاصه در (نیونکث) هستند (ص ۴۷۲).
ازین استاد شکی باقی نماند که دین مانی در ترکستان از قدیم غلبه داشته
۳۷