جز آنکه عناصری که گوهر ذات او را ساختند ازلی بودند، گوهر او ازین عناصر زروان و ازلی گرد شد و فراهم آمد و اهرمن از آن پدیدار شد.
سرش همچون سر شیر و پیکرش همچون تن اژدها، و بالهائی چون بال مرغ و دمی چون دم ماهی با چهار پای همچون چارپایان.
چون اهریمن از تیرگی پدید آمد و نام گرفت، ببلعیدن و ربودن در استاد و فساد آغاز نهاد و بچپ و راست بپیچید و بشتافت و فرو دوید و هر چه پیشش فراز آمد خراب کرد و بکشت و نابود ساخت! پس ببالا خواست شدن، نگاه کرد لمعات نور چشمش را بزد، وی بر آن روشنائی انکار کرد و چون روشنی را فراتر از خود یافت بر خویشتن بلرزید و خود را گرد آورد تا به عالم اور تاختن کند، و بسوی آن عالم پرید.
ناگهان کشور نور از آهنگ اهرمن آگاه شد و قصد آن اژدها را از کشتار و ویرانی بدانست، و از آگهی او (عالم زیرکی) نیز آگاه شد و پس از او (عالم دانش) آگهی یافت سپس (عالم غیب) و بعد (عالم عقل) و بآخر (عالم بردباری) خبر یافتند، و خداوند مینوی نور از اهرمن خبر یافت و قهر او را چارهای اندیشید.
لشکریان خدای نور بر مالش و قهر اهرمن توانا بودند، لیکن خدای خواست تا این عمل را خود انجام دهد، پس از روح دست راست و عوالم پنجگانه و عناصر دوازدهگانه خود (انسان قدیم) را بوجود آورد و او را بحرب تیرگی نامزد ساخت.
انسان قدیم با پنج زین افزار (اسلحه) که عبارت از پنج اندام زمین: نسیم و باد و نور و آب و آتش بود، مسلح و مجهز گشت نخستین چیزی که در بر کرد نسیم بود، و بر بالای نسیم بزرگ خفتان فراخی از نور، و بر زبر خفتان نور جوشنی از آب لطیف، و روشنآن[۱] فرو پوشید و در میان سریال باید بران فرو رفت و آتش را مانند لیزه و سپری در دست گرفته از مینوی خداوندی با سرعتی شگرف بیرون تاخت تا بکنار:
- ↑ اصل: و تعطف على على النور بالماء ذى الهباء - و هباء در لغت بمعنی غبار است، لذا آب غبار یا غبار آب [؟] معنی میدهد و ممکنست الهباء مصحف البهاء بمعنی روشن باشد.