نمی توان منکر شد که با وجود رخصت و وسعت مشربی که نسبت بسامعون قائل شده و با وجود مثبت بودن اساس دین ، معذلک دین مانی در حقیقت دینی مرتاضانه است و گویا گذشته از مخالفت دو دولت رم و ایران با نفوذ و نشر آن دین، یکی از علل عدم توسعه آن همین اشکالات و سنگینی بار آن بوده است.
در اینکه آیا مانویت از مسیحی هم استفادهایی کرده یا نکرده درست معلوم نیست و گویا غیر از اصحاب مرقیون و ابن دیسان بباقی مسیحیان توجهی نبوده است چه می بینیم مانی با یهودی و کاتولیک بسیار دشمن است، و جز فرقه بازیلیان و مرقیونیه و دیصانیه باقی مسیحیان را مسیحی حقیقی نمی شناسد، از مواعظ مسیح که روی کوه کرده آثاری در مانویت موجود است، مانی نسبت به (سن پولس) رسول مسیحی احتراماتی زیاد قائل است، ولی کتاب قوانین را رد میکند.
مانی میگوید: اگر مرد مانوی در این جهان خود را آزاد و مصفا نسازد بعد از مرگ بوسیله عذاب پاک خواهد شد و نور او از ظلمتش تجزیه خواهد گشت در اینصورت مانی بعذاب ابدی معتقد نیست.
عقائدی که اخیراً اروپائیان دربارۀ مانی پیدا کرده اند با آنهمه سوابق عداوت بین مسیحیان و مانویان بوده، معذلک قدری طرفدارانه است. گویند: مانی بواسطه اینکه قسمتی از اساطیر الاولین و تنویت قدیم را بشکل طبیعی و نزدیک به عقلی و دقیق با عباراتی روحانی و خیلی ساده تلفیق کرده و آنرا با یک جنبه قوی اخلاقی ترکیب ساخت مانویت توانست عطش احتیاجات جدید دنیای معاصر خود را فرو نشاند. وی بعالم الهامات، توبه، تقوی اخلاقی، بقای نفس، و منافع روحانی که با اصول طبیعی شالوده بندی شده بود هدیه میداد. یکی از علل سرعت نشر تعالیم مانی اینها بود که گفته شد. سبب دیگر این بود که یکنوع تشکیلات اجتماعی ساده ولی محکمی بکیش خود داد. مرد عاقل و مرد جاهل، مرد متعصب و مرد دنیادار همه از این دین نصیبی داشتند و احدی باری بیش از آنچه قوه آنرا داشته باشد تحمیل نمی نمود. این محسنات که گفته شد از اینرو بود که این دستور از روی