پرش به محتوا

برگه:زندگانی مانی.pdf/۱۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

از بهر فرزند میدید و گاه در حال یقظه چنان میدید که گویا کسی مانی را گرفته و بهوا بالا برد و سپس وی را باز آورد و بسا که یک یا دو روز مانی را بهوا میبردند و پس باز میآوردند، باری فتک پدر مانی[۱] کس فرستاد و مانی را با مادرش بدانجا که او بود آوردند و بتربیتش همت گماشت و بدان دین که خود پذیرفته شده بود وی را درآورد. گویند مانی در کودکی سخنان حکیمانه همی گفت، و چون به سن دوازده سالگی در آمد بر او وحی نازل شد و خود گوید: این وحی از سوی خداوند مینوی روشنی (پدر روشنی) و زروان[۲] بروی فرود آمد، و فرشته ای که حامل وحی بود (توم) نام داشت، و توم لغتی است نبطی و معنای آن (یار - قرین) می باشد.

توم بمانی گفت:

از این دین که داری کناره جوی، چه تو اهل آن نیستی. بر تو باد به تنزیه و پاکیزگی و ترک شهوات، و هنوز گاه آن نیامده است که به پیغامبری برخیزی، از آنکه[۳] سالت اندک است، چون مانی بیست و چهار ساله شد، توم نزد وی آمد و گفت: هنگام آن است که بیرون آنی و امر خود را ندا در دهی!

پس توم بمانی گفت:

ای مانی! از من و از خداوندی که مرا بسوی تو فرستاد، وترا به پیغامبری برگزید، خداوند فرمود که دعوت کن بسوی خدای خود و مژده خدای را از سوی خدای[۴] بمردم برسان و درین کار[۵] همۀ نیروی خود را بکار بر و بردبار باش!

مانویان گویند: روزی که شهنشاه شاپور بن اردشیرخطای یادکرد: برچسب تمام‌کنندهٔ </ref> برای برچسب <ref> پیدا نشد بود و خورشید در برج حمل[۶] بود و با مانی دو تن از پیروان او یکی (شمعون) و دیگری (زکوا) همراه بودند و پدرش نیز با وی بیامد تا کار فرزند را بنگرد و آن روز روز خروج و آغاز دعوت عمومی مانی بود...


  1. ↑ فتک بمعنای فتق آمده است و فتق بمعنای شکاف و خلل آمده است.
  2. ↑ زروان نام فرشته‌ای است که پیوسته مرد با وی بوده است و پس از او پسری زاده شده است.
  3. ↑ آنکه سالها اندک است، چون مانی بیست و چهار ساله شد، توم نزد وی آمد و گفت: هنگام آن است که بیرون آنی و امر خود را ندا در دهی!
  4. ↑ خدای بهمعنی پروردگار است.
  5. ↑ درین کار همه نیروی خود را بکار بر و بردبار باش!
  6. ↑ برج حمل یکی از برجهای دوازده گانه است که در اول بهار است.