و هم در انجیلیکه بر حروف ابجد یعنی ٢٤ حرف ترتیب داده گوید که او خود آن فارقلیطی است که مسيح بشارت آمدن او را داده است و او است خاتم النبیین[۱] باز ابوریحان گوید (ص ۲۰۸) بنا بشاپورگان باب محئی الرسول - ولادت مانی ببابل اتفاق افتاده است در قریه (مردینو) از مضافات (نهر كوئى) الاعلى - و اسم مانی در نزد نصاری بنا به ذکری که يحيى بن النعمان النصرانی در کتاب مربوطه بمجوس خود نموده (قوربقوس) ابن (فتف) است. ابوریحان پس از ذکری از کتب و بسط شریعت مانی چنین گوید:
کار مانی در روزگار اردشیر و شاپور و پسرش هرمز پیشرفت کرده و فزایش گرفت تا روزی که بهرام بن هرمز بیادشاهی نشست و مانی را طلب کرد او را یافته نزد بهرام آوردند و گفت این مرد بتخریب عالم برخاسته است و بر ما واجب است که بر او پیش دستی جسته بنای وجودش را خراب سازیم از آن پیش وی بمقصود خود که خرابی عالم است نائل آید و مشهور است که او را کشته و پوستش را بکاه انباشتند و بر دروازه جند شاپور بداو بختند که تا این زمان آنرا باب مانی خوانند و نیز گروهی از پیروان او را بکشت و جبرئيل بن نوح النصراني در جواب رد (یزدانبخت) بر نصاری گوید: یکی از شاگردان مانی را کتابی است که آن کتاب از مرگ مانی خبر داده و معتقد است که مانی حبس شد و سبب حبس وی آن بود که یکی از خویشان شاهنشاه را بیماری دست داد و گفتند یامانی گفت که شیطانی بر بیمار غالب گشته و او میتواند آن دیو را از تن بیمار بیرون کند ولی نتوانست باین معالجه عمل نماید و او را بدین جرم در غل و زنجیر کشیدند تا در زندان بچنین حال جان بداد و چون مانی مرد سرش را بباب السرادق نصب کردند و لاشه اش را من باب تنکیل و تمثیل و عبرت در رهگذاری طرح نمودند».
و باز ابوریحان بیرونی گوید: (ص ۲۰۹) از اصبهبد مرزبان بن رستم شنیدم که گفت: شاپور مانی را از مملکت ایران اخراج کرد زیرا زردشت سنتی نهاده بود هر کس در ایران دعوی نبوت
- ↑ مسلمین گویند (فارقلیط) که مسبح خبر داد، همان معنی (احمد) است که رسول الله و خاتم انبیا و محمد عربی باشد صلی الله علیه و آله.