اسکندر نداشته است اینست که گوئیم مانی در کتاب خود (باب محبی الرسول) چنین گوید :
و وی درسته پانصد و بیست و هفت (۵۲۷) از تاریخ منجمین بابل — یعنی تاریخ اسکندر — و چهار سال بعد از پادشاهی آذربانج (اردوان که بهنقل البیرونی اردوان اخیر است) در شهر بابل از مادر متولد شده است . . و نیز مانی در همان باب (باب محبی الرسول) چنین گوید که وقتی که بر وی وحی نازل شده بوده است و این نزول وحی در سنه پانصد و سی و نه (۵۳۹) بوده است و او سیزده ساله بوده است و این تاریخ وحی در سنه پانصد و نه (۵۰۹) از تاریخ منجمان بابل و دو سال گذشته از پادشاهی اردشیر شاهنشاه بوده است .
باز در صفحه ۲۰۷ در ذیل فصل « القول علی تواریخ المتنبعین و اهل المخدوعین علیهم لعنة رب العالمین » گوید : « بعد از آن (مانی) تلملذ (فادرون) بدعوی برخاست ، مالی بمذهب مجوس و نصاری آشنا بود ، و از اصول تنویه نیز خبر داشت[۱] بدعوی نبوت قیام کرد و او در آغاز کتاب شاپورگان که از برای شاپور بن اردشیر تألیف نموده گوید : حکمت و اعمال پیوسته از جانب پیامبران و رسل خداوندی پدیدار میشود و پیامبران زمان تا زمان حکمت و اعمال و دانش و کردار را برای جهانیان پیدا میسازند ، چنانکه در برخی از قرون این دانش و اعمال (مراد فلسفه و آداب اخلاقی و معاملات است)[۲] بدست بد[۳] پیغمبر در سرزمین هند اشکار آگردد ، و در قرنی دیگر بدست زرادشت در زمین ایرانشهر پیدا آمد ، و وقت دیگر بر دست عیسی در سرزمین مغرب پدید گشت و درین زمان اخیر نزول این وحی و این نبوت بر دست من مانی پیغمبر خدای حق و راستی (رسول اله الحق) در سرزمین بابل صورت بست »
- ↑ ابو ریحان جای دیگر بالاتر از این فصل شرحی از این دیصان و مرقیون ذکر کرده و گوید : بعد از آنکه عیسی تلامذه خود را برای بسط دعوت فرستاد در ایران این دیسان و مرقبون نامان دین مسیح را پذیرفته و چون فکر آنان با افکار زردشتی مأنوس بود بترکیبی خاص در دین قائل شدند و بالنتيجه قول بقدم اصلین پیدا شد و هر یک انجیلی برای خود قائل شدند و گفتند از طرف عیسی است ولی اختلافات آنها و انجیل آنها بقدری نبود که این دو فرقه را از نصارا جدا سازد (الاثار الباقیه).
- ↑ مرادش (بودا) است که هند ویرا (بودا) و ایرانیان (بوذاسف) گویند و لقبش هاکامونی پاساکپامونی است.
- ↑ مرادش (بودا) است که هند ویرا (بودا) و ایرانیان (بوذاسف) گویند و لقبش هاکامونی پاساکپامونی است.