تعلیم نمود قوربیج بعد از فوت آن زن وارث او شد و اموال او را بتصرف آورد و كتب چهارگانه (شیقیان) یا منسوب باو را نیز تصرف کرد و نام خود را مانی نهاد ....» الی آخر[۱]
چنانکه درین شرح که نقل قول سریانیان است، ملاحظه میشود آنها راضی نیستند که لااقل مانی را شخصی آزاد و نجیب بدانند و او را بندهای زرخرید دانسته و كتب او را هم بشخص عرب یا مصری نسبت دادهاند و مانی را سارق و منتحل مینامند! بدیهی است که این شرح نیز شدیدتر از شروحی که ایرانیان نوشتهاند معلّل به اغراض و از روی حسد و عداوتست، و نویسنده (سنت اپی فان) معروفست که خود نه سال از صدیقین و پیروان مانی بوده است چنانکه بیاید.
۳ - تحقیقات البیرونی و ابن الندیم
ابوریحان در آثار الباقیه صفحه ۱۱۸ تولد مانی را از کتاب (شاپورگان) که آنوقت موجود بوده نقل میکند و مناسبت این روایت آن است که ابوریحان بیرونی داشته است بین سنین تاریخ ظهور اسکندر تا قتل اردوان آخرین پادشاه اشکانی و پادشاهی اردشیر بابکان را که در تاریخ قدیم و معاصر او درهم و برهم بوده است بنحوی ارتباط داده و حقیقت آن مدت را که به عقیده او پانصد و سی و پنج (۵۳۵) سال بوده است بدست دهد و سندی بهتر و صحیحتر از گفته (مانی) در کتاب (شاپورگان) بدست نیاورده و از روی مأخذ مزبور این اشکال را حل کرده چنانکه فرماید:
ما تمامی آن جد اول و روایات را ترک کرده و برای تصحیح آنها از کتاب مانی معروف به شاپورگان استفاده میکنیم، زیرا کتاب مذکور در میان سایر کتب پارسیان معلول است به بعد از خروج اردشیر و مانی نیز از کسانی است که به حرمت دروغ ایمان داشته و به راستگوئی پایبند بوده و همچنین به جعل و افتعال تاریخ حاجت
- ↑ (۱) - جلد دوم تاریخ کلده و آشور تألیف: ادی شیر رئیس الاساقفه سعود الکلدانی الاشوری (طبع: بیروت ص ۲۲-۲۳-۲۴).