ورونقی تمام دست داد زیرا صورتهای غریب از او صادر میشد، پیوسته در اطراف بلاد شرقی تردد میکرد در اثنای سیر کوهی رسید که غاری داشت مشتمل بر فضا و هوائی خوش...الخ، که قصدش اینست که آنجا پنهان شد و الواحی بساخت و تصاویری بوجود آورد و ارتنگ یا ارژنگ را که معجز او بود در آن غار بیایان برد... و سپس آمدن و کشته شدنش را ذکر کرده است.
و از همین قبیل است تقریباً تمام آنچه ایرانیان و مورخین عرب به طریق اختصار از پیشینیان خود شنیدهاند و سوای ابن الندیم و البیرونی که بعد نقل قول آنها خواهد آمد در سایر کتب شرقی جز اینکه گفته شد چیزی بدست نمیآید و احیاناً در بین این روایات بیسروته نام دو کتاب از کتب مانی (شاپورgan) و کتابی بنام (انجیل - انگلیون) هم دیده میشود.
اما روایاتیکه ملل دیگر از قبیل مردم سریانی یا سایر مسیحیان از مانی ذکر کردهاند، از آنجمله مورخین از قول (سنت اپیفان) - سنت اپیفانوس معروف - مینویسند: «مبدع مذهب مانی (شیتیان)خطای یادکرد: برچسب تمامکنندهٔ </ref> برای برچسب <ref> پیدا نشد بود پس از مرگ استاد خود (شیتیان) از مصر بزمین بابل آمده و مشغول دعوت شد لیکن غیر از پیر زنی کسی دعوت او را نپذیرفت و بتلمذ او نپیوست، و این زن بعد از مرگ (تریبانت) غلامی در شهر بابل خرید نام او (قوربیج)[۱] و پس از خریدن وی را آزاد کرد و تربیت و
- ↑ اشپیگل - قوریبوس - کوربیکوس