خاتمه مشتمل است بر دو بیان
بیان اول خلاصه را باید شناخت که مدعا و نتیجه همان است و اصول سیاست فرنگستان داخل در اوست و آن اینست که در دنیا فردی از آفریدگان از شاه و گدا و رعیت و لشگری هیچ کس حق حکم ندارد یعنی حاکم نیست بلکه محکوم و مکلف است آنانراکه حاکم مینامند بر سبیل مجازات نه حقیقت اما انکه حاکم کیست یعنی مبدءِ حکم در کیست شریعت اسلام و نظریات علماءِ اروپا در این باب متفق است که حاکم حضرت یزدان است اَلَیْسَ اللهُ باَحْکَمِ الْحاکَمینْ مصدّق این معنی است هر اصل و قاعدهٔ که حضرت یزدان بطبایع و عقول ما تودیع و بوسایط انبیا تسلیم کرده ظهور آن سعادت ماست چونکه حکم یزدان است (حدیث) اَلْسِنَةُ الْخَلْقِ اَقْلام الْحَقِّ وَکلُّمَا حَکَمَ بِهِ الْعقْلُ حَکَمَ بِهِ الشَّرعُ وَ بالْعَکس باین نکته اشارت عظیم (و حدیث) مَا رَاٰهُ الْمُؤمِنوُنَ حَسناً فَهُوَ عِنْد اللهِ حَسَنٌ در این بحت ایضاح