این برگ نمونهخوانی شده ولی هنوز همسنجی نشدهاست.
۲۹
ترکیببند
| داش غلوم مرگ تو حظ کردم از اشعار تو من | ||||||
| متلذذ شدم از لذت گفتار تو من | ||||||
| آفرین گفتم بر طبع گهربار تو من | ||||||
| بخدا مات شدم در تو و در کار تو من | ||||||
| وصف مرکز را کس مثل تو بیپرده نگفت | ||||||
| رفته و دیده و سنجیده بیپرده نگفت | ||||||
| هر چه در نمره ده بود منزه دیدم | ||||||
| گر تو یک حسن در او دیدی من ده دیدم | ||||||
| قابل محمدت و در خور به به دیدم | ||||||
| نظم تو منطق و نثر تو موجه دیدم | ||||||
| هیچ یک از نمرات تو چنین خوب نبود | ||||||
| یک فرازی که در او باشد معیوب نبود | ||||||
| غیر تو پیش کسی این همه اخبار کجاست | ||||||
| اگر اخبار بود جرأت اظهار کجاست | ||||||
| نه طپد دل بر آن طوطی پادار کجاست | ||||||
| آنکه لوطی گریت را کند انکار کجاست | ||||||
| آفرینها بثبات و به وفاداری تو | ||||||
| پر و پا قرصی و رکگوئی و پا داری تو | ||||||
| که گمان داشت که این شور بپا خواهد شد | ||||||
| هر چه دزد است ز نظمیه رها خواهد شد | ||||||
| دور ظلمت بدل از دور ضیا خواهد شد | ||||||
| دزد کت بسته رئیس الوزراء خواهد شد | ||||||
| ملکت باز همان آش و همان کاسه شود | ||||||
| لعل ما سنگ شو لؤلؤ ما ماسه شود | ||||||