پرش به محتوا

برگه:دیوان ایرج میرزا.pdf/۱۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

۱۹


  هر چه از جامهٔ من بینی خوبست بپوش
جامهٔ خوبتر ار هست ببازار بخر  
  پیش روی تو نهم خوبترین لقمهٔ چرب
زیر بال تو کشم نرمترین بالش نرم  
  تا توانم نگذارم که تو بی پول شوی
گرچه بفروشم سرداری تن را بضرر  
  آنچنان شیک و مد و خوب نگاهت دارم
که ز هر با مُد این شهر شوی با مدتر  
  جامه‌ات باید با جان متناسب باشد
به پلاس اندر پیچید نشاید گوهر  
  پیش تو میرم پروانه صفت پیش چراغ
دور تو گردم چون هاله که بر دور قمر  
  تنک گیرم ببرت نرم بخارم بدنت
من یقیناً بتو دلسوز ترم از مادر  
  گرد سرداری و شلوار تو خود پاک کنم
من بتزیین تو مشتاق ترم تا نوکر  
  پیرهنهای ترا جمله خود آهار زنم
من ز آهار زدن واقفم و مستحضر  
  جا بخلوت دهمت تا که نبینند رخت
تو پسر بچه تفاوت نکنی با دختر  
  زیر شلواری و پیراهن و شلوار ترا
شسته و رفته و تا کرده بیارمت ببر  
  کفش تو واکس زده جامه اتو خورده بود
هر سحر کانرا در پا کنی و این را در بر  
  یقه ات پاک و کلاه نو و سردست تمیز
عینک و دستکش و ساعت و پوتین در خور