این برگ نمونهخوانی شده ولی هنوز همسنجی نشدهاست.
۱۵
| موی آنست که چونسر زند از عارض تو | ||||||
| همه اعضایت تغییر کند پا تا سر | ||||||
| نه دگر وصف کند کس سر زلفت بعبیر | ||||||
| نه دگر مدح کند کس لب لعلت بشکر | ||||||
| نه دگر باشد روی تو چو ماه نخشب | ||||||
| نه دگر ماند قد تو بسرو کشمر | ||||||
| گوشت آن گوشست اما نبود همچو صدف | ||||||
| چشمت آن چشمست اما نبود چون عبهر | ||||||
| طرهات طرهٔ پیشست ولی کو زنجیر | ||||||
| سینهات سینه قبلست ولی کو مرمر | ||||||
| همچو این مو که کند منع ورود از عشاق | ||||||
| خار آهن نکند دفع هجوم از سنگر | ||||||
| نه دگر کس ز قفای تو فتد در کوچه | ||||||
| نه دگر کس بهوای تو ستد در معبر | ||||||
| آنکه بر در بود امسال دو چشمش شب و روز | ||||||
| که تو باز آئی و برخیزد و گیردت ببر | ||||||
| سال نو چون بدر خانهٔ او پای نهی | ||||||
| خادم و حاجب او عذر تو خواهد بر در | ||||||
| نه کم از موری در فکر زمستانت باش | ||||||
| پیش کاین مو برخت چون مور آرد لشکر | ||||||
| من ترا طفلک با هوشی انگاشته ام | ||||||
| طفل باهوش نه خود رأی بودنه خودسر | ||||||
| گر جوانیست بس از خوشگذرانیست بسست | ||||||
| آخر حال ببین عاقبت کار نگر | ||||||
| در کلوپها نتوان کرد همه وقت نشاط | ||||||
| در هتلها نتوان برد همه عمر بسر | ||||||