برگه:خاطرات و خطرات.pdf/۶۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
خاطرات و خطرات
۴۹
 

تهران ناصرالدین شاه، با ترجمه‌ای که اخوی بآلمانی کرده است.

سواد نامۀ شاه
به بیسمارك
[۱]
نواب مستطاب پرنس بیسمارك مستشار دولت آلمان، در این اوقات که جناب علیقلی خان مخبرالدوله وزیر علوم و معادن و تلگرافخانه‌ها و مدارس ایران عازم مملکت آلمان است وقت را غنیمت شمرده بخط خودمان از آن جناب اشرف احوال‌پرسی میکنم و امیدوارم که بخواست خداوند تعالی وجود شما را همیشه برای رفاهیت و آسودگی دول و حفظ صلح بر قرار بدارد، هیچوقت چند روزه توقف خودمان را در برلن و محبتهائیکه از طرف اعلیحضرت امپراتور و ملت آلمان دیده شد فراموش نمیکنیم، بواسطة جناب مخبرالدوله بعضی پیغامات دوستانه محرمانه بآن جناب اشرف زحمت داده‌ام، البته در عالم خیرخواهی که نسبت بتمام دنیاد ارید خاصه با دولت ایران آن پیغامات را اصغاء خواهند کرد و جوابهائیکه می‌تواند انشاءالله اسباب خشنودی و اطمینان باشد بجناب وزیر علوم خواهند داد و باز خواهش دارم که جناب وزیر علوم را در خدمت حضرت ولیعهد دولت آلمان معرفی نمایند، بتاريخ ۸ ربيع اول ۱۳۰۱ تهران ناصرالدین شاه. اخوی باقتضای زبان آلمانی ترجمه کرده‌است.


صورت جواب و سئوال با بیسمارک ۱— احوال شما جطور است؟ آب‌و‌‌هوای اینجا باید سازگار باشد. اگر چه غالبا بارانی و سرد است ولی برای صحت مزاج و محصولات خیلی نافع است.

— حالت بنده از ملاطفت نواب والا خیلی خوب است و از آب‌وهوای اینجا خوشوقت هستم تا حال سازگار و بیضرر بوده‌است، امیدوارم من‌بعد هم بیضرر و سازگار باشد.

۲— از همجواران خود راضی هستید یا نه؟

— از ایشان نارضامندی نداریم زیرا که سیاق طرفين مبتنی بر عهود سابق است و هنوز مغایر مقررات معهوده چیزی در میان نداریم اگرچه روزنامجات انگلیس در باب بعضی حدود همه روزه


  1. بیسمارك اسم محلی است در آلمان، نجبا را در آلمان باسم موطن میخوانند با رابطه‌‌ٔ فن (از) اطوفن بیسمارک از این خانواده است که ار ۱۲۷۰ مسیحی در آلمان عنوانی داشته‌اند، مؤیدالسلطنه سفیر اول ایران در آلمان بتقليد خودش را فن ارشق معرفی کرد که از مضافات اردبیل است بالجمله تولد بیسمارک اول آوریل ۱۸۱۵ است ، سال انقراض دولت ناپلئون اول تحصیلانش در فقه بوده است در انجمنهای سیاسی عضویت داشته است . در ۵۹ به پطرو در ۶۲ سفیر پاریس بوده‌است در این سنه برای صدارت احضار شده‌است، باتفاق اطریش، شلزویگ را از دانماری منتزع نمود.
    پس از استعفای بیسمارك، گیوم دوم گاهی اشاره به اشتباهات او میکرد، در نطقی بیسمارك گفت در ایراداتی که بمن وارد میآورند غفلت دارند که من تنها نبودم (اشاره به گیوم اول است)
    در سنه ۱۸۷۱ امپراطوری موروثی آلمان را برقرار کرد، در کنگره برلن ریاست یافت و قدمهای برجسته در راه صلح برداشت. اعضای آن کنگره را از موم ساخته نمایش دادند ، روزی بتماشا رفتیم؛ در هشتصد و هفتاد و نه معاهده با اطریش و مجار صورت بست، در ۸۸۳ ایتالیا داخل شد. گیوم دوستی روس را بر اطريش ترجیح میداد بر دشمنی انگلیس می‌افزود ، بیسمارك مخالف شد، آخر بفكر تدارك مستملکات افتاد و از توسل ناصرالدین شاه استفاده نموده در جشن هفتاد سالگیش دو میلیون و نیم مارك هدایا باو فرستادند. از آن مبلغ ملك اجدادی خود را خرید که از دست رفته بود، مبلغی صرف امور عام‌المنفعه کرد. با گیوم دوم بر سر حمایت کارگر و مسائل دیگر اختلاف حاصل نمود. در ۱۸۹۰ استعفا کرد، در فریدیش روح آرام گرفت و گاه از اعمال لاحقين انتقاد میکرد.
    در ۳۰ ژویه ۱۸۹۸ قلم و زبان درکشید و فرو بست، دو نوبت مورد حمله و ترور شده بوده‌است. خاطراتش طبع شده‌است.