۴۱۶ شیر حق بود. شد خاطرات و خطرات در جاهلیت معمول بود امیر و دبیر مورد سخط واقع میشدند. بعد از ریاست وزرای مدتی خلعتی از طرف شاه بآنها داده میشد و حکم آب توبه داشت که منصور الملك گناه را میشوید. در مشروطه قوام السلطنه را دیدیم که از محبس به کرسی نخست وزیری جلوس کرد، سایر وزراء و عمال در محاکم عدلیه بر ہر برائت حاصل میکنند و پاک میشوند نه اتهامات پایه دارد نه تبرئه ها مایه. منصور الملك در وزارت طرق مورد سوء ظن شد، پرونده ای برای او تنظیم یافت دو ایراد بدو وارد آوردند یکی که از کامپاکی پانزده هزار لیره گرفته است بعقیده من اگر راست باشد کم گرفته است چه باحترام امضای او کامیساکی پانصد هزار لیره نفع برد اتهام به شهادت یکنفر بود بدعوی میانجیگیری، دیگر آنکه کار خانه ابریشم ضعف آنچه آورد شده بود تمام شد گفته آورد اول ناقص بود میبایست تکمیل شود و با تصویب هیئت دولت بوده است کار به تمیز کشید تمیز ادله اتهام را کافی ندانسته به برائت منصور الملك حكم داد در نتیجه این محاکمه رضا قلی خان هدایت پسر عمو از ریاست تمیز معاف شد ، منصور مغضوب بود تا آنکه بریاست وزراء منصوب شد. در گلستان خوانده ایم که بآواز خوش کودکان و محبت پادشاهان اعتماد نباید کرد که آن به خوابی و این به خیالی مبدل شود از این معمیات بسیار پیش میآید. متين دفتری که پس از جم ریاست یافت روی سیاست خارجه ظاهراً روابط با سفارت آلمان بحكم سابقة انشاء در آن سفارت میاف شد برای ریاست عظمی نمانده و در این دوره حاجت به استیضاح نیست تو برو تو بیا است . تجدد بر همزن همه رسوم و آداب است. عروسی فرمایشی هم یکی از آن عروسی شمس و جمله است در کابینه جم معروف شد عکس عده ای از جوانان را به شاهدختها اشرف پهلوی عرضه دادند تا که قبول افتد و که در نظر آید پسر جم و پسر قوام شیرازی پسند افتادند چه حاجت بعكس بود من نمیدانم . جم و قوام هر دو در قلهک می نشینند و عصرها محل گردش آنها و شاهدختها در صحرای دروس ودهمدیگر اسعد مورد لطف مخصوص واقع شده در مسافرتها ملازم را خوب میشناختند قوام پس از قضای معتقد شد، با اینکه من متارکه داشتم بموجب دعوت خدمت است بهر حال مجلس عقد . در مجلس دانسر شدم یکطرف تالار شاه ایستاده بودند و قدری فاصله وزرای سابق ولاحق طرف دیگر ملکه و شاهدختها روی کرسی نشسته بودند ساکت و صامت، داماد ها عبوس زیر دست عروسها ایستاده در حال خود متفکر مینمودند نه شیرینی نه میوه ای در بساط بود، لحظه ای گذشت امام جمعه خونی و میرزا سید محمد بهبهانی وارد شدند نزديك شاه رفتند و ظاهراً تبريك گفتند، عقد در خارج بعمل آمده بود، علماء رفتند و حضار متفرق شدند صاحب اختیار از جم که حاضر بود سراغ دلمه گرفت او هم دو بهاری از کیف در آورد یکی بصاحب اختیار داد یکی یمن ، روی همرفت مجلس خنکی بود و بعد خنکیهای بیشتری بروز داد بلکه به برودت کنید پسر قوام از اول ناراضی بود پسر جم را نمیدانم، شنیده بودم که دامادهای ناصرالدین شاه میبایست از پایین پای عروس در رختخواب بخزند در این موقع از رسم رختخواب اطلاعی ندارم لیکن در اتوموبیل دامادها میبایست پهلوی دوفر قرار بگیرند تا پهلوی بود مماشاتی از طرفین میشد پس از پهلوی کار بتفريق کنید. حتى فوزیه هم بطور قهر بقاهره رفت، هیچ وسیله مراجعت ایشان تا حال که ۱۳۲۷ است میسر نشده است. اشرف پهلوی احمد شفیق را در مسافرتهای بمصر پسندیده بشوهری پذیرفته است وی از محترمین است. شمس چند سال در اروپا و آمریکا سیاحت گذراند، والاحضرت اشرف
-١ قضية سعدالدوله را نوشته ام.