برگه:خاطرات و خطرات.pdf/۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
بیست و یک
خاطرات و خطرات
 

درآمد

یکی تاریخ می‌نوشت واقعه‌ای در نظرش اتفاق اقتاد، دوستان در ملاقات، مختلف روایت کردند. کتاب خودش را در آتش انداخت گفت همهٔ روایات از این قبیل است. از طرف دیگر گفته‌اند دروغی نیست که از راستی بنیان نگرفته باشد.

ملا گوید:

 کی دروغی قیمت آرد نی ز راستاندر عالم هر دروغ از راست خاست

اگر من کمتر بحواشی رفته‌ام برای احتراز از روایات نابکار است!

شاید معاصرین طرز مرا ایجاز مخل بداند، اگر بحواشی می‌رفتم آیندگان اطناب عمل می‌خواندند.

در مجلهٔ یادگار خواندم که کتاب نداریم، کتاب بسیار داریم کتاب خوان نداریم از ادب بسیار میگویند و مشتری بی‌ادبی‌اند.