پرش به محتوا

برگه:خاطرات و خطرات.pdf/۲۷۵

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.
 

۲۶۱ خاطرات و خطرات ملاقات بکنم. رفتم دیدم تعارف زیاد میکند و گفت من سوء طن دارم از قول خودم در شیراز مجبورم از شما بپرسم که آقای مخبر السلطنه در خصوص قتل مازر اولین عقیده اش جيت : بنده ترحی بیان کردم از طرف جنابعالی که اولا خوب میدانید که ژاندارم ما عده اش کافی نیست که با ایلات مقاومت کند صحیح است یا خیر؟ تصدیق کرد ثاني والمارن باید بداند ژاندارمری نیست که راه بوشهر را باز کرد بلکه بی عرضی و بی طمعی مخبر السلطنه است تصدیق کرد. گفتم آقای مخبر السلطنه میگوید این فرنگی ها که رؤسای دوایر هستند می را یکنفر خارجی فرق میکنند بدون اطلاع من کار میکنند آنهم خلاف صرفه و تدبیر چون از تلگراف جنابعالی اطلاع داشتم مخالفت مالیه ژاندارمری را ثابت کردم و بعد از صرف چای خدا حافظی کرده بیرون آمدم. یک هفته بعد مجدداً مرا خواست و خواهش کرد که من میخواهم بردم بشکار ترتيبات پليتيکی مملکت بد است . با وزیر مختار روم باید ده روز در تهران نباشم چون بنده میدانستم از آنتیک خوشش می آید و سابقه به تپه داشتم گفتم برویم بخوار و مشغول حفریات بشویم قبول کرد. روز پنجم حمل رفتم بخوار در این ده شب در خوار این بیچاره وزیر مختار چه حرفها زوجه شکایتها از اولیای امور کرد و بالاخره شخص وزیر بهی گفت که تحقيقات خودم را در خصوص فارسی کامل کردم معلوم شد که قول مادر شیر از رئیس فرنگیها شده و رفتار آنها نسبت بآقای مخبر السلطنه خیلی یداست و نفوذ مخبر السلطنه را میخواهند کم بکنند در صورتی که این خلاف پليتيك ماست. ما باید روز بروز قدرت مخبرالسلطنه را زیاد بکنیم و دستورهای لازم دادم بقول که با خیالات مخبر السلطنه عمر اهی بکند، مراجعت بتهران خزانه دار را هم میخواهم و مجبور بهمراهي مكنم ، کاغت سختی هم بالمارسن نوشتم که او هم رفتار ژاندامری را در شیر از تغییر بدهد که اطاعت از ایالت بکنند این است اطلاعات چاکی ناصر قلي ميدان تونلی مرد خیر خواهی بود لیکن اطلاعات کافی نداشت و البته رأی اروپائیها را ترجیح در مذاکره با میتوننی گویدها نمیخواهم مداخله در کارهای داخلی بکنیم . تبعيد تصير الملك. قضیه کازرون، جسارت مالیه. خلط کاری ژاندارم همه بر اهتمالی قبول است در نتیجه اقدامات سید عبدالحسین لاری آن ولایت از اطاعت مرکز سرپیچی انتظام امور لار میکند در بهار ۱۳۳۳ قوام الملک را بلار فرستادم با اردوی کافی نظمی و بی انتظامی مرکز در آن حدود پیدا شد و مالیاتها وصول، نصر الملك از اعیان شیراز است و از مالیه مملکت ،مستحضر تا اداره مانیه اطلاعات کافی نداشت با و متوسل

می شداد و از او شور میکردند. مستغنی که شدند او را بی خبر بتقاضای میرزا مصطفی خان