برگه:خاطرات و خطرات.pdf/۱۰۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۹۴
خاطرات و خطرات
 

مهرگوشهٔ قطعهٔ عروس شهنشاه مهرنساء است.

ضرب گرفتن
ناصرالدین شاه
شبی شاه میرزا عبدالله را تنها میخواهد، کنار بخاری جلوس میکند به میرزا میگویند: بنشین ساز بزن ما میل داریم ضرب بگیریم و با لبهٔ پیش بخاری ضرب میگیرند، تصور میکنم موجبات آشفتگی‌ئی فراهم بوده است. خواسته‌اند از اهمیت آن بکاهند.

معروف است فتحعلی شاه هم گاهی شعری سرهم میکرده است و از ملک الشعراء صبا تصدیق میخواسته اگر تصدیق مطبوع نمیافتاده است ملک الشعراء محکوم میشده است باینکه به آخورش ببندند، روزی شاه شعری میخواند و از ملک تصدیق میخواهد، تعظیم میکند و راه می افتد میفرمایند کجا؟ عرض میکند، دم آخور.

وقتی شاه مصراعی میسازد و مصراع دیگر را از ملک میخواهد «نگار ماهوش ما که دل سراچهٔ اوست» ملک میگویند «تمام لذت عالم میان پاچه اوست[۱]»

ناصرالدین شاه مرد سفاکی نبود، قضیهٔ طناب انداختن نه نفر سرباز را خدشه‌ای گرفته‌اند و با ملاحظهٔ مقتضیات و طرز پیش‌آمد می توان مغتفر شمرد.

قبل از سفر اول فرنگ، شاه بشاهزاده عبدالعظیم میرود، در مراجعت سربازهائی میخواهند عرضی بکنند، سوران ملازم مانع میشوند، سربازان سنگ بطرف آنها پرتاب میکنند یک دو سنگ به کالسکهٔ شاه میخورد اسبها رم می کنند، یکی از قیش‌ها پاره میشود و سبب معطلی، علاءالدوله نسبت تحریک به میرزا حسین خان میدهد، بعضی سربازان را میگیرند بشهر میآورند ده نفر بوده‌اند حکم به طناب انداختن آنها میشود، با عصبانیت شاه و سوءظن به سپهسالار الحاح او مؤثر نمی‌افتد و نه نفر را طناب میاندازند البته در سر سفر باسعایت علا الدوله و وحشتی که در شاه پیدا شده بوده


  1. در این موقع لطیفه‌ای هم از طبع اتابک یادم آمد حسین آباد (اختیاریه) جزء دروس ملک عبدالحسین خان معروف به کفری قنات مختصری دارد و جنب سلطنت آباد است، نوبتی اعتمادالسلطنه اجازه خواسته بود که برای نزدیکی به سلطنت آباد بر سر آب حسین آباد چادر بزنند که اگر وضوئی ساخته میشود مباح باشد، اتابک میهمان عبدالحسین خان بوده رقعه را می بیند میگوید در جواب بنویس: «گر آب چاه نصرانی نه پاک است – جهود مرده میشویم چه باک است» الأسماء تنزل من السماء