برگه:حافظ قزوینی غنی.pdf/۳۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
لب

نسخ قرن نهم بگذریم و بنسخ قرن دهم و یازدهم الخ برسیم می‌بینیم که عدّهٔ غزلیات دیوان حافظ (و همچنین عدّهٔ ابیات هر غزلی) بسرعت رو بافزایش میگذارد و بزودی از پانصد تجاوز میکند و هرچه از عصر حافظ دورتر میشود عدّهٔ غزلیّات نیز زیادتر میگردد، تا اواخر قرن یازدهم یا اوایل قرن دوازدهم که عدّهٔ مجموع غزلیّات نسخ مختلفهٔ دیوان رویهمرفته از اصلی و الحاقی می‌بینیم در آن ایّام بحدود ششصد غزل رسیده است یعنی بعبارت دیگر قریب صد غزل الحاقی کمابیش در این مدّت سه قرن بر عدّهٔ معمولی غزلیات حافظ که در نسخ بسیار قدیمی دیوان او در حدود پانصد بوده علاوه شده است، ولی گویا این الحاقیّات تصاعدی در آن اوان بسرحدّ کمال و نصاب خود رسیده بوده است چه می‌بینیم که ازین تاریخ ببعد یعنی از اوایل قرن دوازدهم و بطور قطع از اوایل قرن سیزدهم ببعد تا زمان ما دیگر هیچ تغییر محسوسی در کمیّت اشعار حافظ روی نداده و بهمان میزانهای ششصد غزل بلکه اندکی هم کمتر از ششصد غزل ثابت و متوقّف مانده است.

و جدول ذیل[۱] که بسیار مختصر و بدیهی است که فقط من باب نمونه است نه استقصا

  1. در این صورت فقط بعضی نسخ کامل و تمام دیوان خواجه تعداد شده و از نسخ خلاصه مانند منتخبات که عدّهٔ غزلیّات آنها بالطبع بمراتب کمتر از نسخ کامل است بکلّی صرف نظر شده است،