برگه:حافظ قزوینی غنی.pdf/۱۵۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۲۵
 رواق منظر چشم من آشیانه‌ٔ توستکرم نما و فرود‌آ که خانه خانهٔ تُست
 بلطف خال و خط از عارفان ربودی دللطیفهای عجب زیر دام و دانهٔ تُست
 دلت بوصل گل ای بلبل صبا خوش بادکه در چمن همه گلبانگ عاشقانهٔ تُست
 علاج ضعف دل ما بلب حوالت کنکه این مفرّح یاقوت در خزانهٔ تُست
 بتن مقصّرم از دولت ملازمتتولی خلاصهٔ جان خاک آستانهٔ تُست
 من آن نیم که دهم نقد دل بهر شوخیدرِ خزانه بمهر تو و نشانهٔ تُست
 تو خود چه لعبتی ایشهسوار شیرین‌کارکه توسنی چو فلک رام تازیانهٔ تُست
 چه جای من که بلغزد سپهر شعبده‌بازازین حیل که در انبانهٔ بهانهٔ تُست
 
سرود مجلست اکنون فلک برقص آرد
 
که شعر حافظ شیرین‌سخن ترانهٔ تُست
 برو بکار خود ای واعظ این چه فریادستمرا فتاد دل از ره ترا چه افتادست
 میان او که خدا آفریده‌است از هیچدقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست
 بکام تا نرساند مرا لبش چون ناینصیحت همه عالم بگوش من باد است
 گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیستاسیر عشق تو از هر دو عالم