برگه:حافظ قزوینی غنی.pdf/۱۳۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۳
 صلاح کار کجا و من خراب کجاببین تفاوت ره کز کجاست تا بکجا
 دلم ز صومعه بگرفت و خرقهٔ سالوسکجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
 چه نسبتست برندی صلاح و تقوی راسماع و وعظ کجا نغمهٔ رباب کجا
 ز روی دوست دل دشمنان چه دریابدچراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
 چو کحل بینش ما خاک آستان شماستکجا رویم بفرما از این جناب کجا
 مبین بسیب زنخدان که چاه در راه استکجا همی‌ روی ایدل بدین شتاب کجا
 بشد که یاد خوشش باد روزگار وصالخود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
 
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ایدوست
 
قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا
 
 اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما رابخال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
 بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافتکنار آب رکناباد و گلگشت مصلّا را
 فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوبچنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
 ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی استبآب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
 من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستمکه عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را