همه فراری و متواری شدهاند. افغانها بواسطهٔ مهارت و شجاعت و نفوذ اخلاقی یکنفر از صاحبمنصبان دولت انگلیس، الدرد پاتنجر تشویق شدند و این شخص عملیات مربوط بدفاع شهر را عهدهدار شد و خوب هم دفاع کرد. هنگام محاصره اوقاتی پیش میآمد که یار محمد خان مایل بتسلیم میشد ولی پاتنجر او را قوت قلب داده افغانها را بهر نقطهای که مورد حملهٔ ایرانیها بود هدایت مینمود و برای دفاع تشجیع میکرد و آنها را وادار مینمود در دفاع مقاومت کنند تا اینکه سیاست خارجی پادشاه ایران را مجبور کند از محاصرهٔ هرات دست بردارد.[۱]
محرک این لشکرکشی بهرات وزیر مختار روس بود و او پادشاه ایران را باین عمل تحریک مینود. عمال دولت امپراطوری روس با قشون شاه تا هرات همراه بودند و مقصود آنها این بود که ما را بیک جنگ هولناک و فوقالعاده خطرناکی در افغانستان سوق دهند.
محاصرهٔ هرات در سپتامبر ۱۸۳۸ بپایان رسید. قشون محمدشاه از محاصره دست کشیدند. فقط قلعه غوریان در تصرف پادشاه ایران باقی ماند ولی تسلیم آن بحکومت هرات یکی از شرایط دولت انگلیس است که در این باب اصرار میورزد.»
میتفورد در اینجا داخل در مسائل سیاسی شده باختلاف دولتین انگلیس و روس در باب ممالک آسیای مرکزی اشاره میکند و سیاستی را که فعلا دولت انگلیس در افغانستان تعقیب میکند شرح میدهد و از یارمحمدخان و تمایل او بطرف دولت ایران صحبت میکند و او را یکی از مردان سیاسی آسیا میشمارد و میگوید بسیار مرد موذی و شیادی میباشد و هر قدر دولت انگلیس با او مدارا میکند و باو پول میدهد و در هرات آبادی و عمارت میسازد و از فقرا دستگیری میکند باز این شخصی از آن عقیده که دارد بر نمیگردد و علیه دولت انگلیس اقدام میکند و سعی میکند دولت انگلیس را از افغانستان کوتاه کند و برای رسیدن باین مقصود خود طوایف افغان را تحریک میکند و با دولت ایران داخل مکاتبه شده و میخواهد پادشاه مجدداً به هرات عزیمت نماید.
- ↑ سفرنامهٔ میتفورد (صفحهٔ ۶۷-۶۸)