برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۲).pdf/۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.


فصل بیست و یکم

علل مخالفت جدی دولت انگلیس با ایران در سر قضایای هرات

من مایل بودم تاریخ این زمان افغانستان را با تفصیل در اینجا بنویسم، ولی چون خارج از موضوع کتاب ما است از ذکر این داستان صرفنظر مینمایم. اما همینقدر میگویم که دولت انگلیس در اینموقع دولت ایران را از یک حق مسلم خود که عبارت از حق حاکمیت بهرات و قندهار بود بزور پول، اعزام قشون بداخلهٔ افغانستان و کشتیهای جنگی بخلیج فارس، قطع روابط سیاسی در تهران و تبریز و اعزام قشون به داخلهٔ افغانستان محروم نمود. فقط روی یک خیال و عقیدۂ بی‌اساس، یعنی اینکه دولت ایران به تحریک دولت روس بطرف افغانستان قشون‌کشی نموده است. اگر بتاریخ آن عهد اروپا مراجعه کنیم خواهیم دید که در همان اوقات خود انگلیسها با دولت روس هم‌عهد بودند و در امور سیاسی اروپا متحداً دخالت مینمودند.[۱]


  1. در این تاریخ محمدعلی پاشای مصر داعیهٔ خلافت داشت و فرانسه از نظریات او حمایت مینمود. دولت انگلیس باز بزور و سرنیزهٔ دولت روس محتاج بود و بدین سبب با آن دولت مجدداً متحد شد: اطریش و پروس را نیز با خودشان همدست نموده هر چهار دولت یکمرتبه بر علیه محمد علی پاشا قیام نمودند. البته دعواها در این تاریخ تمام بر سر لحاف ملانصرالدین یعنی عثمانی بود.

    (نقل از تاریخ معاصر اروپا، تألیف لوج «صفحهٔ ۷۴۱ – ۷۴۲»)

۳۹۱