برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۲).pdf/۲۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۴۰۸

روز چهارم ورود بپایتخت اطریش امپراطور اجازه میدهد که سفیر ایران بحضور برود. در این باب مؤلف چنین مینویسد:

«روز چهارم ورود از جانب دولت بجهة شرفیابی حضور امپراطور اجازه شد. دستورالعمل تشریفات که در دادن و گرفتن احترام نامهٔ همایون معمول بوده نوشته بودند و روز پنجم مستشار و سه نفر صاحب‌منصب بزرگ و یک عراده کالسکه هشت اسبی که اکثر اسباب و آلات آن طلا بود با دو عراده کالسکه شش اسبی منقح آوردند. آجودان باشی در کالسکهٔ اول نشستند، مستشار را نزد خود جا داده و بندهٔ درگاه و محمدرضا بیک یاور و دو نفر صاحب‌منصب در کالسکهٔ دوم و محمد حسن خان و عبدالرحیم بیک و طبیب انگلیسی و مسیو جبرئیل ترجمان اول در کالسکهٔ سوم نشسته روانه شدیم. تا میدان در خانه در چند جا که قراول بود همه حاضر باش کرده پیش فنگ و سلام نمودند. در میدان درب خانه دو فوج پیاده و یک فوج سواره نظام که حاضر بودند تعظیم نظامی بعمل آوردند و در محوطهٔ عمارت تخمیناً هزار نفر از امراء، وزراء، سرکردگان بزرگ با رخت نظام و جمع کثیری هم از اهل ولایت اناثاً و ذکوراً در معابر و مرتبه‌های تحتانی و فوقانی عمارت ایستاده بودند. بعد از اینکه از کالسکه‌ها پائین آمدییم نامهٔ همایون با ادب در دو دست بندهٔ درگاه پیشاپیش، آجودانباشی و سایر اجزای سفارت متعاقب داخل عمارت گشته در اول مرتبه پرنس کلارادوف که باصطلاح آنها...[۱] اول یعنی سالار که مرتبهٔ جنرالی و لقب شهزادگی داشت و در نمسا از همه معتبرتر است با همهٔ اتباع خود تا درب اول عمارت استقبال نمود و در هیچک از اطاق‌های پائین و بالا تکلیف توقف نشد تا اینکه باطاق امپراطوری داخل و اجزای سفارت بطوریکه سابقاً آجودانباشی قرار داده بود در دم در ایستادند، بندۂ درگاه و ایشان و مستشار پیش رفته بفاصلهٔ یکذرع ایستادیم. سرکار امپراطور هم سرپا در وسط اطاق با پرنس مترنیخ ایستاده بودند. آجودانباشی اول مأموریت خود را بزبان فارسی با حسن تقریر عرض و نامهٔ امپراطور را که در کیسهٔ ترمه مکلل بشال رضائی پیچیده شده بود از دست بنده گرفته شال


  1. این کلمه در سفرنامه خوانده نشد.