پرش به محتوا

برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۲).pdf/۱۷۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۵۵۴

در نتیجهٔ این ملاقات افغانها چندین قلاع از اردوگاه انگلیسها را تصرف نمودند و در مقابل مقدار خیلی کمی آذوقه بقشون انگلیس داده شد و معلوم بود که هر دو طرف در اجرای شرایط قرارداد تعلل داشتند.

مورخ این وقایع گوید:

«در هجدهم دسامبر، برف باریدن گرفت و تا شام مقدار زیادی برف روی زمین نشست و این نیز بر بدبختی ما افزود، گوئی طبیعت نیز در محو و زوال ما سعی داشت. هر گاه چند روز قبل این قشون حرکت کرده راه پیشاور را پیش گرفته بود امید نجات از این مهلکه میرفت ولی با اینحال گذشتن از خاک افغانستان مشکل‌تر مینمود. اینک پیدا بود که تمام اتفاقات و پیش‌آمدها علیه ماست. حتی عناصر طبیعت نیز در خرابی و زوال ما کمک مینمود و معلوم بود که خداوند هم بر این سیاست ظالمانه ما لعنت میفرستد.[۱]

در هر حال یا بد قولی سرداران افغانی، یا تعلل شاه شجاع و یا اینکه عدم تصمیم نمایندهٔ سیاسی انگلیس، لابد یکی از این سه علت بود که باعث شد یکهفته از وقت ذی قیمت ما تلف شود. اینک امیدی هم که بنجات قشون در بین ما وجود داشت زایل گردید و فنای ما در این خطرات که اطراف ما را احاطه نموده بود مسلم شد.[۲]

روز ۲۳ دسامبر قرار بود که قشون انگلیس از کابل حرکت کند. در نوزدهم همان ماه از طرف فرماندهی کل قشون و نمایندهٔ سیاسی دولت انگلیس مقیم کابل اوامر کتبی صادر گردید که ساخلوهای قندهار، غزنه و جلال‌آباد آنقسمت‌ها را تخلیه نمایند و مبالغ زیادی پول بسردارها داده شد که مواشی برای مسافرت قشون انگلیس تهیه نمایند. با اینحال هر روزی که میگذشت افغانها متعدی‌تر شده به تجاوزات خود می‌افزودند.»

در این موقع نمایندهٔ سیاسی انگلیس مبالغ زیادی پول در میان سرداران افغانی تقسیم مینمود و تمام مقصود این بود که شاید بتوان قشون انگلیس را از این مهلکه


  1. تاریخ جنگهای افغانستان جلد دوم صفحه ۱۴۰
  2. تاریخ جنگهای افغانستان جلد دوم صفحه ۱۴۱