این ملاقات بدون اخذ نتیجه خاتمه یافت ولی در این موقع روحیهٔ قشون انگلیس بکلی متزلزل شده و رؤسای آنها دیگر امید نداشتند که بتوانند با این قشون در مقابل افغانها مقاومت کنند.
در این اوقات افغانها بینهایت جسور شده تا پشت دیوارهای اردوگاه انگلیسها میآمدند و از انگلیسها اشخاصی که بدون اسلحه بودند بیرون رفته بدون اینکه آسیبی ببیند با افغانها مذاکره میکردند.
در این هنگام محمداکبرخان پسر دوستمحمدخان از ترکستان وارد شده بسرداران افغانی ملحق میشود و اهالی باحترام او چند تیر توپ شلیک میکنند و تمام رؤسا و سرداران دور او جمع شده او را بریاست خودشان انتخاب مینمایند. این پیش آمد نیز به بدبختی انگلیسها افزوده و تمام امیدهای آنها را مبدل بیأس کرد چونکه انگلیسها با پدر و خانوادهٔ او بسیار ظالمانه رفتار نموده بودند.
در این ایام کار آذوقه برای انگلیسها مشکل شده بود و ذخیرهای که داشتند بکلی تمام شده و افغانها دیگر بانگلیسها جنس خوراکی نمیفروختند و از خارج هم نمیتوانستند تهیه کنند زیرا که جرأت نداشتند از اردوگاه خارج شوند و از اطراف فراهم آورند، این بود که در یازدهم دسامبر آذوقهٔ قشون برای آنروز کفایت مینمود.
نمایندهٔ سیاسی انگلیس ناچار بود بار دیگر برای صلح و قرارداد آبرومندی به افغانها مراجعه کند. در این ملاقات تمام سردارهای معروف افغانستان حضور داشتند. از طرف انگلیسها سر ویلیام مکنوتین و چند نفر صاحب منصب انگلیسی و یکعده نظامی حضور داشتند. سر ویلیام مکنوتین که قبلا شرایط صلح را بفارسی نوشته بود بشرح زیر آنرا قرائت کرد:
«از آنجائیکه در این اتفاقات اخیر معلوم شده است توقف قشون انگلیس که برای مساعدت شاه شجاع آمده بود اسباب نارضایتی اکثریت ملت افغانستان میباشد، در صورتی که فرستادن این قشون برای استقلال افغانستان و برای سعادت ملت افغان بوده است، حال که آنمقصود صورت نگرفت دولت انگلیس هیچ مایل نیست که قشون آن دولت در افغانستان متوقف باشد، بنابراین شرایط ذیل برای