شاه بود خود آصفالدوله مدتها از طرفداران جدی سیاست انگلیس در ایران بود و صدارت دربار محمدشاهرا به آصفالدوله وعده داده بودند. همینکه میرزا ابوالقاسم قائممقام از بین رفت او بامید صدارت بعجله خود را از مشهد بطهران رسانید. ولی گویا شاه بین حاجی میرزا آقاسی و آصفالدوله، حاجی میرزا آقاسی را انتخاب نمود. شاید علت عدم انتخاب آصفالدوله هم برای این باشد که شاه او را از طرفداران انگلیسیها میدانست.
آصفالدوله از این پیشآمد مأیوس شده دوباره بمشهد مراجعت نمود.
عدم موفقیت محمدشاه در هرات فرصت مناسبی بدست اولیای امور انگلستان داد که بافغانستان لشکرکشی کنند و پس از تصرف کامل آنجا بخراسان نیز دست یابند.
اینمقصود بدون دغدغهٔ خاطر برای قشون انگلیس میسر گشت و افغانستان اشغال نظامی شد. هرات و قندهار نیز همینطور تحت تسلط صاحبمنصبان انگلیسی قرار گرفت. کهندلخان حاکم قندهار که نسبت بدولت ایران وفادار بود ناچار از قندهار فرار کرده ایران آمد. در هرات یارمحمدخان وزیر، چون مردی باهوش و زیرک بود بزودی دریافت که دخالت انگلیسها در افغانستان فقط برای تسلط و استیلا بر آن مملکت است و طولی نکشید از کردهٔ خود پشیمان شد و متوجه گردید هر گاه تحت اطاعت دولت ایران نباشد بزودی افغانستان نیز مانند هندوستان تحت نفوذ دولت انگلستان قرار خواهد گرفت.
یارمحمدخان اطلاعات کاملی از رفتار و سیاست دولت انگلیس در هندوستان بدست آورده بود و آگاه شده بود که انگلیسها با سکنهٔ قارهٔ پهناور هندوستان چه معاملهای میکنند.[۱] این بود که بزودی از کردهٔ خود پشیمان شد و بدربار شهریار متوسل گردید و از آنجا استعداد طلبید. اول بآصفالدوله مراجعه کرد و همینکه فهمید آصفالدوله بتقاضاهای او ترتیب اثر نمیدهد بطهران مراجعه نمود. خلاصه
- ↑ میتفورد که قبلا به مسافرت او در ایران و افغانستان اشاره شده، در اینموضوع گوید: «یارمحمدخان از اعمال و رفتار ما در هندوستان آگاه است.»