پرش به محتوا

برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۲).pdf/۱۴۵

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۵۲۹

من در جای دیگر هم اشاره نموده‌ام که هیچ بدبختی برای ملتی بالاتر از این نیست که دولت آنملت ضعیف باشد. در نتیجهٔ همین ضعف دولت است که انواع و اقسام بدبختی برای ملت روی میآورد و از هر گوشه‌ای مدعیان ناصالح و ناراحت پیدا میشوند. وای بوقتی که این اشخاص ناراحت و ماجراجو مشوق و محرک و حامی نیز داشته باشند.

من در موضوع ادعا و افکار و تعلیمات این مدعیان وارد نمیشوم ولی تعجب از این دارم که چرا اینها همه از نواحی جنوب سر در میآوردند و بعد از ایجاد آشوب و فتنه و فساد و ناامنی و خرابی و قتل و غارت، دولت انگلیس قدم پیش گذاشته از این مدعیان ایرانی حمایت میکند و آنها را جمع آوری نموده در نقطه‌ای از نقاط قلمرو خود که نزدیک بایران باشد سکنی میدهد و برای آنها اسباب راحتی و مقرری ماهیانه و سالیانهٔ مرتب برقرار میکند تعجب در همین است و بس! من در فصول بعد باز باین موضوع مراجعه خواهم نمود، چه، رجال انگلیس و روس و نویسندگان آنها نسبت باینموضوع و تاریخ پیدایش دو دستهٔ ازلی و بهائی که بعد از درگذشت سید علیمحمد باب پیدا شدند مطالب زیادی نوشته‌اند که در مواقع خود بدان اشاره خواهد شد.[۱]

اینک فتنهٔ سالار در خراسان

محمد حسین خان سالار پسر الله‌یارخان آصف‌الدوله است که خالوی محمد


بقیه پاورقی از صفحه قبل

    «در این سال مختومقلیخان ترکمن بیکی از نقش‌بندیه که دعوی تصوف و کرامت میکرد و بزبان ترکی و ترکمانی مناجات و اشعار بنظم در میآورد ارادت ورزیده و و اطاعت نموده و جمعی دیگر نیز از ترکمانان گوکلان و یموت باو گرویدند. پیروانی و مردهٔ او در نواحی استرآباد بفساد پرداختند. محمدحسین‌خان سردار ایروانی با ده هزار سوار و پیاده و توپخانه به استرآباد رفت الخ....»

  1. آقای فریدون آدمیت در جلد اول از سه جلد کتاب مفید خود که شرح آن گذشت، صفحهٔ ۲۴۱ مشروحاً داخل این بحث شده و خوب هم از عهده برآمده‌اند.