«جنرال صاحب سیاههٔ اموال غارت شدهٔ مرا خواستند که از بلوچها مطالبه نمایند مگر مصلحت چنان دیدند که آنچه از ما غارت شده به بلوچان بخشند تا آنها رام و ملک آرام و در عوض از سرکار کمپانی بما بدهند.»
بعد آقاخان برادر خود سردار محمدباقرخان را در سال ۱۲۶۰ با تدارک زیاد که حکومت هند تهیه دیده بود به تسخیر قلاع بمفهل واقع در منطقهٔ بلوچستان و خاک ایران میفرستد و در جلب نظر بلوچها کوشش مینماید و مینویسد:
«جهت خوانین خدمتگذار خلعت و انعام و مواجب مقرر کردم و بقدر لازم وقت، باستعداد برادر معزیالیه افزوده و حکم کردم که اگر ده لک هم خرج بشود مضایقه نکنند و حتماً بمفهل را تسخیر نمایند.»
خود آقاخان بسوی بمبئی رهسپار شد در آنجا اقامت نمود... برادر دیگر خود را نیز که سردار ابوالحسن خان نام داشت بکمک محمدباقرخان فرستاد در همین اوقات فضلعلی خان نیز از دربار تهران بکمک محمد علی خان بلوچ که نسبت بدربار ایران وفادار بود، بمنظور قلع و قمع برادران آقاخان در رسید و در سال ۱۲۶۲ شکست سختی بآنان وارد ساخته و آنها را متواری نمودند و سیاست فرمانفرمای هندوستان دچاریک ضربه سخت دیگر شد.
بعد از فرار آقاخان از ایران و پیوستن باردوی انگلیس در قندهار و رفتن به هند، دولت ایران تقاضای استرداد او را بموجب فصل دهم معاهدهٔ ۱۲۳۹ هجری قمری (۱۸۱۴ میلادی) از دولت انگلیس نمود. ولی دولت انگلیس بعنوان اینکه «مشارالیه بدولت انگلیس خدمت کرده است»، بقبول تقاضای ایران تن در نداد و سرانجام قرار بر این شد که استثنائاً دولت ایران خواهش دوستانهٔ انگلیس را بپذیرد و از استرداد آقاخان صرفنظر کند و حکومت هندوستان نیز تعهد کرد که آقاخان را از بمبئی به کلکته ببرند تا مصدر فتنه و فساد نگردد.
حکومت هند باین تعهد خود نیز وفا نکرد و آقاخان را در بمبئی با عزت و احترام نگاهداشت تا در سال ۱۲۶۲ ویرا بتسخیر بلوچستان گماشت.
آقاخان نیز برادران خود را بتفصیلی که گذشت برای تصرف آنجا روانه