برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۹۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۸۹

شده بطرف ساحل روان شد و طولی نکشید که خود را بکشتی ما رسانید.

اولین موضوعی که بما اطلاع داد از فوت پادشاه ما بود و اظهار کرد این نوع خبرها را فرانسویها به نفع خود در ایران و عثمانی انتشار میدهند ولی حقیقت ندارد.

سر حارفورد جونس کاغذی را که جزئیات پذیرائی که باید از طرف شیخ بوشهر بعمل آید در آن نوشته شده بود به نماینده کمپانی تسلیم نمود و ضمناً هم زبانی اظهار کرد چه تشریفاتی باید در وقت ورود بخشکی بعمل بیاید که در خور شأن و مقام سفیر فوق‌العاده پادشاه انگلستان باشد و باید شیخ را مسئول قضایا و پیش‌آمدها نمود تا اینکه تصمیم دولت ایران معلوم گردد.

مستر بروس بسفیر اطمینان داد که شیخ کاملا موافق خواهد بود و بکشتی آمده خوش آمد خواهد گفت و قرار شد روز دیگر در ساعت ده صبح شیخ بوشهر بدیدن سفیر فوق‌العاده بکشتی در آید. روز دیگر مشاهده میشد شیخ با همراهان خود در یک قایق بطرف کشتی روان است و با مساعدت ملاحان ما بکشتی در آمد و باحترام او پنج تیر توپ شلیک شد، در صورتیکه رسم است فقط سه تیر شلیک می‌کنند. ما برای احترام فوق‌العاده پنج تیر توپ شلیک نمودیم.

ملاحان ما همه در تحت سلاح بودند و کشتی‌ها از هر حیث خوب آراسته و تمیز و پاک بود بطوری که اسباب تعجب شیخ و همراهان او گردید. کاپیتان کشتی ما شیخ را با احترام تمام پذیرفت و او را باطاق سفیر هدایت نمود. عرشهٔ کشتی ما فوراً از همراهان شیخ مملو شد چونکه شیخ با تمام معروفین شهر و تجار عمده آمده بود و از پذیرائی ما معلوم بود که همه خوشحال میباشند. سفیر ما عده زیادی را در آن میان شناخت که قبلا با آنها آشنا بوده است.

در این موقع صحبت همه از کلیات بود و سفیر ما از ایام گذشته یاد مینمود که در این صفحات آمد و شد داشته است.

سفیر ما وقتیکه جوان بوده با شیخ آشنائی داشته. اینک در صورت شیخ هم از آثار شباب چیزی باقی نبود. قد او خمیده و خیلی شکسته و فرسوده شده بود.