برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۹۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۸۳

ممکن بود بین روس و ایران نیز اتحاد و دوستی برقرار گردد، آنوقت خطر هند بمراتب نزدیکتر میشد. بنابر این جهت اینکه بتوان جلو این سیل عظیم را مسدود نمود لازم بود نمایندگان مختاری بممالک آسیائی بین سرحدات هندوستان و روسیه اعزام نمود و آنها را بهر عنوان و وسیلهٔ که بتوان بکار برد با دولت انگلیس همراه کرد.

تجربه بهترین استاد و معلم بشر میباشد. در سالهای اخیر قرن گذشته تجربه نشان داده بود که چگونه اقدامات حکومت هندوستان خطر افغانستان را از سر حکومت هندوستان انگلیس رفع نمود و زمان‌شاه افغان که اسباب وحشت هندوستان بود با دست دولت ایران عاجز و ذلیل گردید. اینک نیز موقع مناسبی بود که سلاطین این ممالک را بوسائلی که همیشه در ید قدرت انگلستان است بطرفداری انگلستان جلب نمایند و هند را از خطر نجات دهند. سیاسیون هندوستان چنین استدلال مینمودند: – ما در اول قرن نوزدهم برای حفظ هندوستان از خطر ناپلئون از یک طرف و خطر افغانستان از طرف دیگر کوشیدیم و یک اتحاد صمیمانه بین خود و ایران بر ضد هر دو خطر ایجاد نمودیم و موفق شدیم. اینک باید سیاست ما این باشد در حالی که سعی میکنیم روابط دوستانه خود را مجدداً با آن مملکت برقرار کنیم در همان حال هم بکوشیم خودمان را برای مقابله با آن اماده کنیم و ممالک افغانستان و سند را بر علیه آن مسلح نمائیم و سیخها را که دوستان صمیمی ما میباشند برای جنگ با ایران حاضر کنیم.[۱]

این استدلال و منطق سیاسیون آن روز هندوستان بود و روی همین دلایل نیز عمل مینمودند. سرجان ملکم بار دیگر مأمور دربار ایران گردید و یک اعتبار مالی فوق‌العاده نیز باو داده شد تا بهر طریقی که صلاح میداند بکار برد و دربار فتحعلی‌شاه را جلب کند.

  1. جان ویلیام کی (صفحه ۵۴)