برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۷۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۶۵

که باقی و برقرار بماند.

تمام ملل نیازمند یکدیگرند مردم مشرق زمین جرئت و هوش دارند، ولی نادانی از بعضی صنایع و اهمال از نظامات که باعث افزونی قوت و فعالیت قشون است ایشان را در جنگ با مردم شمال و مغرب نقصان میدهد. دولت مقتدر چین سه بار در تصرف آمده است و امروز حکمران آن یک ملت غربیست و خود به چشم خویش می‌بینی چگونه انگلستان که یک ملت غربیست و در میان ما در عداد آن مللیست که جمعیت آن کم‌تر و قلمرو آن تنگ‌تر است معذالک تمام دول هندوستان را میلرزاند.

تو به من آگاهی خواهی داد که چه میخواهی و ما روابط دوستی و تجارت را که سابقاً در میان مملکت‌مان بوده است تجدید خواهیم کرد. ما با یکدیگر هم‌دست خواهیم شد که ملل خویش را مقتدرتر و متمول‌تر و سعادتمندتر کنیم. من از تو خواهش دارم خدمتگذار باوفائی را که نزد تو میفرستم خوب پذیرائی کنی و یاری خدای و سلطنت طولانی و مفتخر و عاقبت خیر را برای تو آرزومندم .

در قصر امپراطوری تویلری در تاریخ ۲۷ پلوویوز[۱] سال ۱۳ و سال اول سلطنت من نوشته شد.»[۲]

دربار فتحعلیشاه مدتها بود آرزوی چنین روزی را داشت که با نمایندهٔ مخصوص شخص اول فرانسه مستقیماً داخل مذاکره شود و امیدوار بود بلکه بتواند ایالات از دست رفتهٔ قفقاز را مجدداً جزء قلمرو پادشاهی خود گرداند، از معاهده با انگلیسها خیلی سخت افسرده خاطر بود چون که امید داشت انگلیسها با اتحادی که با ایران داشتند روسها را از قفقاز اخراج خواهند نمود ولی جوابهائی که به محمد نبی‌خان فرستادهٔ فتحعلی‌شاه داده بودند شاه ایران را بکلی از کمک انگلیسها مأیوس نموده بود.

با اینکه انگلیسها در این هنگام نهایت اتحاد و صمیمیت را با روسها داشتند

  1. Pluviose
  2. مجلهٔ شرلی، شمارهٔ سوم دورهٔ اول، اسفندماه ۱۳۰۹ (صفحهٔ ۱۳۷)