برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۷۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۶۲

پاشای بایزید او را مدتی در قصر خود بسختی حبس نمود.

این مرد دانشمند شرح مصائب وارده بر خود را در سفرنامه‌ای که هم جنبه علمی و جدی دارد و هم داستان مطلوبست نقل کرده است»[۱]

در این باب مورخین ایرانی نیز اشاره نموده‌اند مخصوصاً در تاریخ مآثر سلطانی که عبدالرزاق دنبلی در سال ۱۲۴۳ هجری نوشته و در تبریز بطبع رسیده است اشاره میکند و میگوید:

«بعد از آنکه ناپلئون با روسیه بنای ستیزه و آویزه گذاشت موسیو ژوبر نامی را بسفارت تعیین و روانه دولت ایران ساخته و اعلام و پیغام نمود که این قاعده مسلم است که دوست دشمن، دشمن خواهد بود و دشمن دشمن، دوست. الحال من با دولتی که دشمن دولت ایران است نهایت دشمنی دارم پس اولی آن است که میانه ایران و فرانسه عهد دوستی دیرینه تازه شده استحکام میثاق دولت فرانسه بر عالمان ظاهر و فایدهٔ این دوستی که اخراج روسیه از گرجستان و حواشی ایران است بر جهانیان روشن و باهر گردد.

اما بعد از آنکه ژوبر وارد شهر بایزید گردید محمود پاشا حاکم آنجا برعایت دوستی دولت عثمانی با روسیه ایلچی و همراهان او را گرفته محبوس ساخت و اموال او را ضبط نموده بقتل دو نفر از همراهان او پرداخت. نواب نایب‌السلطنه برای استخلاص او شرحی به حاجی یوسف پاشا ارسال و آن جناب از راه مآل‌اندیشی و عاقبت‌بینی ایلچی را مستخلص ساخته با نوازش بسیار روانه دربار شوکت‌مدار ساخت و ایلچی مزبور بعد از دریافت حضور باهرالنور در اردبیل پیغام را بعرض نایب‌السلطنه رسانیده روانه درگاه خاقان جم‌نشان گرید و در چمن سلطانیه شرف ئلئیم بارگاه سدره مرتبة دریافت و بعد از ابلاغ نگارش و سفارش مورد نوازش گشته رخصت معاودت یافت. میرزا محمد رضا قزوینی را هم که از

  1. کتاب مأموریت ژنرال گاردان در ایران از انتشارات اداره شورای نظام (صفحه ۱۰-۱۱)