برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۴۰۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۹۰

طبیب نیمه‌جانی بدر برد و او هم فقط برای این زنده ماند که بتواند شرح اتفاقات و وقایع اخیر لشکر سند را بدولت هندوستان عرضه دارد.

این قشون باین نظم و ترتیب بداخلهٔ افغانستان حرکت نمود. قندهار و غزنه را متصرف شدند و دوست محمدخان از این قشون شکست خورده گرفتار گردید و او را آورده در هندوستان حبس کردند. کهندلخان و بعضی از برادران او بدولت ایران پناهنده گشتند و شجاع‌الملک را با جلال و شکوه تمام برده به تخت سلطنت افغانستان نشاندند و خود انگلیسها مهام امور لشکری و کشوری افغانستان را در دست گرفته صندوقهای طلای انگلیسی را بدون شمارش در تمام افغانستان پراکنده نمودند.

جان ویلیام کی گوید:

«نمایندهٔ مختار دولت انگلیس که همراه شاه شجاع‌الملک بود و کلیهٔ امور سیاسی افغانستان با دست او اداره میشد خوب فهمیده بود که حرص و آز افغانها در مقابل طلای دولت انگلیس هرگز نمیتواند مقاومت کند. بنابراین صندوقهای طلا را باز نموده محتویات آنها را در تمام افغانستان بدون ملاحظه پراکنده نمود و بیک رویه بسیار بد و سیاست فاسدکننده‌ای اقدام نمود. اگر چه این رویه در ابتدا با موفقیت کامل توأم بود ولی در آخر کار اساس این سیاست کاملا واژگون گردید و بخرابی کلی منتهی شد.»[۱]

«پایان جلد اول»


  1. Sir William Macnaghten had understood that the Afghan cupidity would not be proof against British gold, so that he opened the treasure-chests, scattered its contents with an ungrudging hand and commenced a system of corruption which though seemingly auccee0ful at the beginning brought in the end utter ruin of the policy he had reared. (P. 436)