برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۹۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۸۳

مربوط بایران میباشد عین مطالب آن از انگلیسی در اینجا ترجمه میشود:[۱]

«البته پوشیده نیست که در سال ۱۸۳۲ یک سلسله معاهدات با امیر سند نواب باوالپور و ماهاراجه رنجیت سنگ با حکومت هندوستان منعقد گردید و مقصود عمده از این معاهدات این بود که کشتی‌رانی در رود سند مفتوح گردد و وسائل بسط و توسعه تجارت آسان نشود و در ضمن هم در آسیای مرکزی برای ملت انگلیس نفوذ مشروعی که بواسطه مبادلهٔ مال‌التجاره طبعاً بوجود میآید حاصل گردد.

نظر باینکه از مساعدت امراء افغانستان که در آن مملکت ظاهراً استیلا پیدا کرده بودند بتوان برخوردار شد و این معاهدات را بطور صحیحی عملی کرد، در اواخر سال ۱۸۳۶ هیئتی بعنوان میسیون تجارتی در تحت ریاست کاپیتان بورنس نزد دوست محمدخان اعزام گردید و مأموریت این هیئت فقط برای انجام مقاصد تجارتی بود.

زمانیکه کاپیتان بورنس در راه بود و بطرف کابل میرفت ناگهان اطلاعاتی بفرمانفرمای کل هندوستان رسید که قشونهای امیر دوست محمدخان بدون دلیل و سببی غفلتاً بمملکت متحد قدیمی و دوست صمیمی دولت انگلیس، مهاراجه رنجیت سنگ، حمله نموده است.

البته این فکر در این موقع برای ما طبعاً پیش میآید که تصور کنیم دوست باوفا و متحد ما، مهاراجه، در دفاع و جلوگیری از این حمله غفلت و سستی نخواهد نمود ولی برای حکومت هندوستان این ترس وجود داشت که ممکن است بواسطه این حرکات نایرهٔ جنگ در اطراف و جوانبی که ما میکوشیم دایرهٔ تجارت را توسعه دهیم مشتعل شده مقاصد صلح‌طلبی دولت انگلیس را که برای منافع عمومی میباشد از بین ببرد.

برای اینکه این نوع اختلافات به نتیجه زیان‌آوری منجر نشود، فرمانفرمای کل هندوستان تصمیم گرفت به کاپیتان بورنس دستور دهد باطلاع امیر دوست محمدخان برساند که اگر امیر کابل رفتار خود را طوری نشان بدهد که بتواند با


  1. The War in Afghanistan by J. W. Keye. (P 370)