برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۸۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۷۹

شجاع متحد نمایند و او را با قشون کافی بافغانستان برده بپادشاهی آن مملکت برقرار کنند. عمال دولت انگلیس نیز بنا بگفته خود جان ویلیام کی،[۱] از دنبال آنها کیسه‌های پول را تکان داده با صدای آن حضرات را تشویق کنند.

در این جا باید بدون شرم و خجالت اعتراف نمود که سیاست چه در معنی و چه در عمل بطور کلی از حقیقت و شرافت عاری میباشد.[۲]

در ۱۲ ماه می ۱۸۳۸ این تصمیم را حکومت هندوستان گرفت، در این صورت لازم بود که یک هیئتی پیش امیر پنجاب فرستاده بهر قیمتی شده او را در اجرای این نقشه شریک نمود. بنابراین سر ویلیام مکنوتن[۳] مأمور شد که رفته شرایط لازم را باو پیشنهاد کند و او را همراه گرداند.

در ۳۱ همان ماه هیئت اعزامی حکومت هندوستان در تحت ریاست مکنوتن به لاهور رسید. از طرف امیر پنجاب پذیرائی کامل شد و در سوم ماه جون مجلس محرمانه‌ای تشکیل شده و موضوع مذاکره در اطراف حمله ایران و روس به هندوستان بود. بعد مذاکره‌ای در باب دوست محمد خان شد و گفته شد که او دوست باوفای دولت ایران میباشد. بعد محبت روی نفوذ و اقتدار دولت انگلیس پیش آمد و گفته شد که دولت انگلیس میتواند برای این مبارزه دویست هزار نفر قشون آماده نماید که بخوبی بتوانند جلوی قشونهای ایران و روس هر دو را بگیرند. هر گاه قشون دولت مقتدر امیر پنجاب هم به قشون دولت انگلیس ملحق شود بمراتب بهتر میتوان از هجوم روس و ایران جلوگیری نمود.

بعد از مذاکرات مفصل صحبت از اتحاد دولت انگلیس با امیر پنجاب شد و نمایندهٔ انگلیس اظهار نمود چون دولت ایران با دولت روس متحد شده و دارند بطرف


  1. England was to remain in the back-ground Jingling the money bags. (Kaye. Vol. 1. P320)
  2. Diplomacy is, in its general intend and practice shamefully destitute of Honesty and truth. (P. 325)
  3. Sir William Macnaghten.