برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۸۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۷۶

راجع بممالک اروپائی، و آسیائی و افریقائی و دولت عثمانی داشت و سیاستی که بعد از ۱۸۲۶ نسبت بایران اتخاذ نموده بود باعث شد چندی جلوی روسها را رها نماید که دولت عثمانی و دولت ایران هر دو را ضعیف گرداند و خود روس نیز در این موقع بواسطه تصادم با ایران و عثمانی خسته و ناتوان گردد؛ دیگر این اندازه‌ها تصور نمینمودند که هم دولت عثمانی و هم دولت ایران باین زودی و سهولت مغلوب روسها گردند و باندک مدتی این نزاع و دشمنی که بین روسها و عالم اسلامی ایجاد شده بود بر طرف گشته و مبدل بدوستی و اتحاد شود.

اینکه در سال ۱۸۲۹ میلادی (۱۲۴۳ هجری) انگلستان واسطه شد بین ایران و روس صلح برقرار گردد برای این بود که دولت ایران ضعیف شود و این موضوع برای صرفه انگلیسها در آسیای مرکزی لازم بود، پیشروی روسها بیش از آن بضرر سیاسی دولت انگلیس منجر می‌شد و لازم بود بود عثمانی نیز بخرج روس و بنفع انگلیس گوشمالی شود. جنگ روس و عثمانی در ۱۸۲۸ شروع و در ۱۸۲۹ خاتمه یافت در صورتیکه انگلیسها این انتظار را نداشتند که جنگ بین این دو دولت باین زودیها خاتمه پیدا کند ولی زود تمام شد. نه تنها جنگ موقوف گردید بلکه دوستی نیز بین دولتهای روس و ایران و عثمانی برقرار شد.

اگر کسی کتاب شهریار تألیف نویسندهٔ معروف ایتالیائی، مکیاول را بدقت خوانده باشد حل این مسائل در نظر او هیچ مشکل نمی‌نماید.

بعد از رفع خطر ناپلئون دستور معاملات همسایگان با ایران همان دستور کتاب فیلسوف معروف ایتالیائی، مکیاول است.

دراین موقع انگلیسها چندین نقشه داشتند که میخواستند آنها را اجرا نمایند، یکی جلوگیری از تهاجم روس بهندوستان، دوم ضعیف نمودن ایران و افغانستان، سوم تعیین یک پادشاه برای افغانستان که دست نشاندهٔ خود انگلیس‌ها باشد، و مدتها بود که برای عملی نمودن این سه نقشه کار میکردند.

مستر الیس برای همین موضوع بایران آمده و الکساندر بورنس برای همین مقصود بکابل رفت. مستر مکنایل در ایران روی همین نقش عمل مینمود و فتنه‌های