برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۸۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۷۵

من اینک عین عبارات انگلیسی آنرا در پای صفحه نقل نمودم که طرز استدلال یک مورخ انگلیسی را نشان داده باشم، ولی حقیقت امر این‌ها نبوده. اگر بسوابق امر مراجعه شود مدتها قبل از این واقعه نقشهٔ ضعیف نمودن ایران و حتی تقسیم آن کشیده شده بود، فقط کنار یک چشمه آبی لازم بود که گرگ با بره برای آب خوردن بکنار آن بیایند تا ظلم‌های بی حد و حساب بره روبروی او شمرده شود. هرات همان چشمهٔ آبی بود که دولتین انگلیس و ایران در کنار آن روبرو شدند.

باید این حقیقت مسلم را در خاطر داشت که بعقیدهٔ انگلیسها ایران و افغانستان هر دو برای هندوستان خطرناک بودند. رفتار انگلیسها با سلاطین بومی هند و ضبط اموال و اراضی آنها تمام هندوستان را علیه انگلیس برانگیخته بود ولی آن قدرت و استعداد را نداشتند که بتوانند علیه سلطهٔ آن قیام کنند. چشم تمام سکنهٔ هندوستان بطرف راههای ایران و افغانستان متوجه بود که شاید روزی افغانها یا ایرانیها برای استخلاص آنها قدم بردارند. بهمین یک دلیل محو و زوال قدرت و نفوذ ایران و افغان هر دو لازم بود.

در این مدت، جز آن چند صباحی که صاحب‌منصبان فرانسه همراه جنرالگاردان بایران آمدند و نفوذ انگلیسها کم شد، باقی دیگر ایام سلطنت فتحعلی‌شاه دربار و حکومت ایران کاملا در تحت نفوذ انگلیسها واقع شده بود. با اینکه قدرت و نفوذ مادی و معنوی ایران را هر اندازه که امکان داشت به نفع سیاست خودشان بکار انداختند ولی در مقابل آن نه ایران، نه شاه و نه ملت آن هیچیک بقدر ذره‌ای از این همه روابط حسنه و انعقاد عهدنامه‌های حمله‌ای و دفاعی به نفع یکدیگر که مکرر در مکرر روی کاغذ آمد برخوردار نشدند.

تغییر سیاست و مخالفت با عملیات ایران در موضوع افغانستان در اثر تغییرات سیاسی در اروپا بوده، نه در اثر مرگ فتحعلیشاه و جلوس محمدشاه.

سیاست اروپائی دولت انگلیس برای نظریات مخصوصی که در اروپا و بخصوص


    harboured ulterior designs not wholly unassociated with thoughts the Position of the British in Hindustan. (war in Afghanistan. Vol. 1. P. 294.)