برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۲۸

غازی شهر تفلیس را مسخر و قتل و غارت کرد پادشاه فرانسه ناپلئون مطلع گردیده بواسطه عداوت و مخاصمه با دولت روسیه اظهار دوستی و مواحدت با خاقان شهید خواست عهد نامهای سلاطین صفویه را که با دولت فرانسه نوشته داشتند با فرستاده خود بایران فرستاد ولی وقتی رسید که آن شهریار در قلعه شوش بعز شهادت رسیده بود خاقان کامکار فتحعلی‌شاه قاجار هنوز جلوس نکرده بود و اطراف بلاد پر آشوب و فساد بود. حاجی ابراهیم خان جوابی سرسری نوشته بدو داده بازگشت. واقعه قتل کربلا و طغیان وهابیه که در سال ۱۲۱۶ هجری (۱۸۰۱ میلادی) بود اسمعیل بک غلام به بغداد نامه برده بود. خواجه داود نامی در صورت تجار در بغداد دیده دعوی کرد که من از دولت فرانسه مأمور بایرانم و با اسمعیل بیک بیات بدارالسطلنه آمد. چون خط فرانسه خواندن در ایران متدوال نشده بود از نوشته وی عقده حل نگشت و در دعوی او شبهه داشتند. همچنان جواب سرسری نگاشتند و داود را لقب خانی دادند و فرستاند. الحاصل این سال که ۱۲۲۱ر۱۸۰۶ هجری (میلادی) بود موسیو ژوبر[۱] نامی از دولت فرانسه عزیمت ایران داشت. پاشای بایزید و وان بملاحظه مصالحه عثمانیه و روسیه او را موقوف داشت و دو چاکر او را بکشت چون نواب شاهزاده نایب‌السلطنه بشنید کس فرستاد موسیو ژوبر را از پاشا بخواست او نیز بفرستاد و با عزتی تمام او را بتبریز آوردند و بسلطانیه آمده شرف حضور سلطان ایران را دریافته معلوم شد که داودخان مذکور با وی همراه است الحاصل نامه بدادند و از جانب ناپلئون امپراطور پیغامات دوستانه بگذرانید و جواب نامه او را میرزا رضی تبریزی بفارسی مرقوم و بسفارت میرزا رضای قزوینی وزیر شاهزاده آزاده محمدعلی میرزا روانه پاریس شدند»

چنانچه مشاهده شد تا سال ۱۷۹۹ که سال رسالت مهدیعلی خان بهادرجنگ از طرف فرمانفرمائی هندوستان بدربار ایران میباشد صحبت از خطر ناپلئون در کار نبوده بلکه فقط ترس انگلیسها از افغانها بود ولی پیداست که در سال ۱۸۰۰ انگلیسها

  1. Monsieur Jaubert