برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۷۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۶۱

حکمران هرات هم یکی از آن فتنه‌های تحریک شده بود که سالهاست اسباب زحمت دولت ایران را فراهم نموده امراء خراسان و سایر ممالک اسلامی را که در اطراف خراسان بودند تحریک مینمود و غالباً نیز همینکه قشون ایران وارد خاک هرات میشد فوری از در اطاعت داخل شده تقاضای دولت ایران را کاملا انجام داد. کامران پسر شاه محمود که فعلا حکومت هرات داشت، خود از دست نشانده های دولت ایران بود و در این هنگام فقط بواسطهٔ دسایس بیگانگان علم طغیان را در برج و باروی هرات برافراشته بود و از طرف عمال خارجی تقویت و تشویق میشد که در مقابل دولت ایران مقاومت کند.

دولت ایران در این موقع چاره‌ای نداشت جز اینکه حق حاکمیت خود را بر هرات ثابت کند و ممکن نبود بتواند تحمل کند که یکی از امراء دست‌نشانده‌اش سر از اطاعت و فرمان او پیچیده و بر او یاغی شود.

عاقبت هم زهر جان‌گداز این نافرمانی را چشید و خود نیز در همان آتش فتنه‌ایکه روشن نموده بود سوخت، فقط وقتی بهوش آمد که کار از کار گذشته بود و توسل و زاری و ندبه و تمنی و التماس هم دیگر مؤثر نبود.

چنانکه وقایع بعدی نشان داد خود امراء افغانستان پیش از هر کسی گرفتار این مصائب شدند که با دست خود برای خود تهیه نموده بودند و گرفتاری امروز آن مملکت بلادیده هم در اثر همان اشتباهات اولیه آنها است.

بموجب معاهدات چندی که دولت ایران با انگلیسها داشت در هر یک از آنها ماده و شرط مخصوصی نوشته شده بود که دولت انگلستان در اختلافات بین ایران و افغانستان دخالت نکند و در آخرین معاهده که در تاریخ نوامبر ۱۸۱۴ (مطابق ماه ذی‌حجه سال ۱۲۲۹) دولتین برقرار گردیده بود، در فصل نهم آن مخصوصاً قید شده بود که در اختلافات بین ایران و افغانستان دولت انگلستان دخالت نکند و این عین عبارت است:

«اگر جنگ یا نزاع فیمابین دولت علیه ایران و افغان اتفاق افتد اولیای دولت بهیه انگلیس را در آن میان کاری نیست و بهیچ طرف کمک و امدادی نخواهند کرد مگر اینکه طرفین واسطهٔ صلح گردند.»