برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۶۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۵۴

چنین مینویسد:

«هر گاه اتفاقات و پیش‌آمدهای موافق دلخواه ما باشد بدون تردید ما قادر خواهیم بود که اقدامات امراء قندهار را که بر له دولت ایران میباشد خنثی کنیم و آنها را تماماً در تحت اوامر و نفوذ امیر کابل قرار بدهیم.»

«در اکتبر ۱۸۳۷ بورنس کاغذی به کهندلخان در قندهار نوشته او را تهدید میکند و اشاره مینماید که هر گاه با دولت ایران و دولت روسیه قطع روابط نکند این رفتار او اسباب عدم رضایت دولت انگلیس را فراهم خواهد آورد.»[۱]

تهدید بورنس باعث شد که امراء قندهار روی موافقت نشان دادند و باتحاد با انگلیسها راضی شدند و در ۲۲ دسامبر ۱۸۳۷ بورنس ضمن گزارشی که میدهد از رفتار کهندلخان اظهار رضایت مینماید و علاوه میکند که کهندلخان ایلچی دولت ایران را از قندهار بیرون نمود و بمساعدت دولت انگلیس و برادر خود دوست محمدخان کاملا امیدوار شد.

در این موقع الکساندر بورنس بکهندلخان مینویسد: «هرگاه پادشاه ایران امارت قندهار را تهدید نماید بورنس خود حاضر است فوری با امیر دوست‌محمدخان به قندهار برود و با تمام وسائلی که در اختیار دارد با او مساعدت خواهد نمود و حتی حاضر است تمام مخارج قشون قندهار را کارسازی کند.»[۲]

در این موقع الکساندر بورنس لیوتنان لیچ[۳] را با دستور کتبی جامع بقندهار روانه کرد و او را نمایندهٔ سیاسی دولت انگلیس مقیم قندهار تعیین نمود و از این اقدام خود اطمینان حاصل کرد که باین وسیله از نفوذ سیاسی ایران جلوگیری شده است و در راپرت خود بفرمانروای کل هندوستان، لرد اوکلند چنین مینویسد:

«امراء قندهار را از ایران جدا کردم و آنها را بحمایت دولت انگلیس مطمئن نمودم و برای آنها مساعدت مالی وعده کردم و هر گاه مورد تهاجم دولت ایران واقع شوند مساعدت لازمه را خواهم نمود.»


  1. جان ویلیام کی (صفحه ۱۸۹)
  2. جان ویلیام کی (صفحه ۱۹۰)
  3. Leach.