برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۵۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۴۹

در سال ۱۸۳۵ بود که لرد اوکلند[۱] فرمانفرمای هندوستان شد و بعقیدهٔ این شخص عزیمت پادشاه ایران بافغانستان غیرعادلانه و بتحریک روسها میباشد.»[۲]

«کاغذهائی که از وزیر مختار دولت انگلیس مقیم دربار ایران میرسید همهٔ آنها حاکی بودند و معلوم میداشتند که چه وقایع مهمی در ایران در حال وقوع میباشد و این وقایع در موقع خود برای هندوستان و سرحدات آن خطرناک خواهد بود و علاوه مینمود که دولت انگلیس در این مورد نباید بیطرف بماند و همین کاغذها سبب شد که حکومت هندوستان شروع بمطالعهٔ اوضاع و احوال و وقایع این ممالک نمود که در اطراف و جوانب هندوستان جریان داشت.

در این هنگام است که کتب نویسنده‌های مطلع انگلسی از قبیل الفین استون، کونولی[۳]، بورنس[۴]، ملکم، پالنجر[۵] و فریزر مورد استفاده واقع شدند، تمام آن کتابها در این موقع در دست سیاسیون هندوستان بود که شب و روز در روی میزهای غذای آنها چیده و هر یک بدقت آنها را مطالعه مینمود.

بالاتر از همه اینها، کتاب مهیج سر جان مکنایل[۶] موسوم به پیشرفت و مقام فعلی روسیه در شرق[۷] بود. بعلاوه یک عدهٔ دیگر نیز در خود انگلستان مشغول نوشتن دستور حل مسائل مهم شرقی بودند. رساله‌ها و کتب بسیار در این اوقات دایر بمسائل شرق از طبع خارج شد که حاوی تمام مطالب و قضایای ممالک شرق بود و مقصود عمدهٔ تمام نویسندگان این کتب این بود که مدلل کنند روسیه نسبت بهندوستان نظر سوء دارد و اگر فعلا خود عازم آندیار نیست دولت ایرانرا وادار نموده که بطرف هندوستان لشکرکشی کند و اگر این مسائل اسباب وحشت زیاد نباشد اقلا این اندازه‌ها مفید خواهد بود که طرف توجه قرار گرفته در آنها دقت بیشتری نمایند.

برای سیاسیون هندوستان در این موقع لازم بود که اوضاع و احوال ممالک