برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۵۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۴۸

حکومت هندوستان بالاخره چنین صلاح دید نمایندهٔ مخصوصی با چند نفر صاحب‌منصب نظامی بکابل نزد دوست محمدخان روانه نماید که قشون امیر کابل را تعلیم دهد و لیوتنان تود[۱] که در قشون ایران صاحب‌منصب توپخانه بوده و درجه یاوری داشت بافغانستان فرستاده شد.[۲]

در سال ۱۸۳۶ قشون ایران بجنبش در آمد. سال مزبور با جنگ ترکمانان بآخر رسید و در همین سال باب مذاکرات دولت ایران با افغانها مفتوح شد ولی جواب دوست محمدخان بایران خیلی خشن و تند بود و حاضر نشد مثل همیشه گروی داده خراج را بعهده خود قبول نماید. بهمین جهت شاه ایران مصمم شده سال دیگر در بهار بافغانستان حمله کند.

تمام این تحریکات از جانب روسها اعمال میشد، در صورتیکه کنت نسلرود[۳] وزیر امور خارجه دولت روس تمام اینها را تکذیب مینمود و وزیر مختار روس مقیم دربار طهران هم تکذیب میکرد ولی با تمام این تکذیبها معلوم بود که جز روسها دولت ایران در این هنگام محرک دیگر نداشت.[۴]

دولت ایران در اقدام خود مصر بود و دلیلی که برای این اقدام اقامه مینمود این بود که افغانها ایرانیها را اسیر نموده در بازارهای ترکستان بفروش میرسانند، دلیل دیگر اینکه هلاکو پسر حاکم کرمان بعد از فتح کرمان و کور شدن پدرش فرار نموده بهرات رفته بود و از آنجا مشغول بود در قائنات و خواف و قسمت‌های دیگر برای شورش و اغتشاش خراسان تحریکات مینمود، اما از آنطرف سردارهای براکزائی قندهار حرکت پادشاه ایرانرا بخوبی استقبال می‌نمودند و او را بافغانستان دعوت میکردند.


  1. Lieutenant Todd
  2. این شخص همان صاحب‌منصبی است که در زمان عباس میرزا یک عده از محصلین ایرانی را همراه خود بلندن برد و آنها را گرفتار صدمات روحی نمود. اول اسم او دارسی بود. بعد دارسی تود شد.
  3. Count Nasselrode
  4. جان ویلیام کی (صفحه ۱۶۲)