برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۵۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۴۷

فعلا از جانب دولت انگلیس جز چند نفر صاحب‌منصب که قشون دولت ایرانرا تعلیم نظامی میدهند کسی دیگر از انگلیسها در ایران متوقف نیست.

در سال ۱۸۳۵ (مطابق ۱۲۵۱ هجری) لرد پالمراستون وزیر امور خارجه انگلستان بمستر الیس که مأمور دربار دولت ایران بود مخصوصاً دستور داد که پادشاه ایرانرا متذکر شود که شاه راضی نشود اقدامات او منجر بجنگ افغانستان گردد. وزیر مختار در جواب نوشت شاهنشاه ایران یک نقشهٔ عریض و طویلی برای جنگ افغانستان و تصرف آن مملکت حاضر دارد و تمام اطرافیان شاه با این نیت او همراه میباشند و تمام ایرانیها افغانستان را جزء مملکت خود میدانند و اسباب تشویق و جرأت یافتن آنها فتوحات اخیر عباس‌میرزا نایب‌السلطنه در خراسان میباشد.

جنرال بروسکی[۱] در اینجا ایرانیها را در این خیال ترغیب و تحریک میکند وزراء ایران عقیده دارند که تا غزنه جزء خاک ایران میباشد. این قشون‌کشی برای افغانستان در بهار سال آینده شروع خواهد گردید و در نظر است قندهار و بلوچستان و ممالک ترکمان‌نشین را نیز متصرف شوند.[۲]

در مقابل تحریکات روسها، انگلیسها اقدامات مینمودند که شاه بطرف افغانستان حرکت ننماید و با نهایت جدیت مواظب اعمال دولت ایران بودند و مایل نبودند شاه باین مسافرت اقدام نماید.

در این هنگام روسها مایل بودند بآسیای وسطی و حدود هندوستان نزدیک شوند. چون انگلیسها باین نیت روسها پی برده بودند بهر قیمتی بود میخواستند از آن جلوگیری نمایند و هر اندازه که بتوانند در مقابل انجام این مقصود موانع ایجاد کنند.


بقیه پاورقی صفحه پیش

    overshadow the whole land of Iran; and the Shah was eagerthat they should be stretched over him protection, andnot descend upon him in wrath.(P. 159)

  1. Gneral Berowski
  2. جان ویلیام کی (صفحه ۱۶۰) – مکتوب مستر الیس بلرد پالمراستون وزیر خارجه انگلیس در طهران، (۱۵ نوامبر ۱۸۳۵)