برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۵۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۴۵

فاصله است، یک وزیری که خدمات او دیگر مورد احتیاج نیست هرگز آزاد نمی‌شود که رفته برای خود زندگانی کند، او باید بهر قیمتی که شده یا خود را در رأس امور حفظ کند و یا اینکه بفنای خود راضی شود.

شاه ایران همینکه مصمم شد خیال خود را بموقع اجرا گذارد حکم کرد قائم‌مقام را توقیف بکنند، متعاقب آن پسران او نیز توقیف گردیدند، بر خلاف انتظار هیچ حادثهٔ شومی هم رخ نداد، بلکه رضایت عمومی نیز حاصل گردید.

پس از آن شاه شخصاً بعرض و داد مردم رسیدگی نمود و تمام امور دولتی را بدست خود گرفت و در عرض چند روزی اتهامات زیادی بر قائم‌مقام وارد آوردند و بر شاه مسلم شد که صدراعظم او شخص فاسدی بوده و در کارهای صدارت او نواقص زیادی وجود داشته، نتیجه این شد که شاه حکم کرد او را در حبس خفه نمودند و این حکم در شب سلخ صفر ۱۲۵۱ هجری قمری (مطابق ۲۶ جون ۱۸۳۵ میلادی) بموقع اجرا گذاشته شد[۱]

بعد از قتل قائم‌مقام صدارت ایران بدست کسی افتاد که در انظار خودی و بیگانه مایه رسوائی گردید.

یکی از آمال ایران آن بود که هرات همیشه برای مملکت ایران باقی باشد، اگر چه در این سی سالهٔ اخیر والی هرات گاهگاهی علم طغیان را بتحریک بیگانگان بلند مینمود ولی فوراً در مقابل اقدامات دولت دوران سر تسلیم پیش میآورد؛ خراج عقب افتاده را میپرداخت، خطبه بنام پادشاه ایران خوانده میشد و سکه بنام شاهنشاه زده می‌شد و بهمین اندازه هم دولت ایران قناعت میکرد، ولی در این هنگام


  1. تاریخ قاجاریه تألیف واتسون (صفحه ۲۸۸)

    آقای وحید دستگردی در این باب مینویسد:

    «قائم‌مقام اوراق پراکندهٔ دفتر سلطنت قاجار را در عصر محمد شاه با رشته سیاست و سوزن تدبیر شیرازه بست و بهمین سبب دست جنایت خویش با مقراض سیاست بیگانه رشتهٔ عمرش را بزودی از هم در گسست.» – نقل از مقدمه دیوان شعر قائم‌مقام که ضمیمه سال دهم مجله ارمغان است.