برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۵۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۴۲

در این همکاری با دولت امپراتوری روسیه مشاهده مینماید و تعلیمات لازمه نیز در این باب به نمایندهٔ مختار دولت انگلیس مقیم دربار تهران فرستاده شده است که بطور خصوصی با نماینده مختار دولت امپراطوری روسیه برای اجرای نظریات مشترک دولتین و دادن عقبه بیشتری باین مقصود داخل مذاکره شود.

با این مراسلهٔ سیاسی انگلیسها تا حدی از طرف روسها ایمن شدند. از آنجهت که هر گاه روسها بخواهند در ایران داخل عملیات سیاسی و نظامی گردند با مشارکت انگلیسها باشد ولی روسها در این تاریخ پیداست که نظریات خصمانه با دولت ایران نداشتند و توجه عمدهٔ آنها بنقاط دیگر بود.

در این هنگام است که در سه نقطهٔ مهم دسایس سیاسی علیه ایران شروع می‌گردد. یکی در خود ایران، دیگر در افغانستان و هندوستان که بهر یک از آنها در موقع خود اشاره خواهد شد.

در بدو جلوس محمدشاه غازی دو مدعی عمده برای او پیدا شد، یکی در تهران، دیگری در فارس. در طهران شاهزادهٔ علیخان باسم عادلشاه جلوس نمود و در فارس حسینعلی میرزای فرمانفرما ادعای سلطنت کرد. ولی هر دوی آنها یکی متعاقب دیگری مغلوب شدند. شاهزاده علیخان زود تسلیم محمدشاه شد ولی حسینعلی میرزا مقاومت نمود تا اینکه از ایران یکعده قشون اعزام گردید و در محل موسوم به ایزدخواست با قشونهای شاهزاده حسنعلی میرزای شجاع‌السلطنه مختصر جنگی در گرفت. در نتیجه قشون فارس فرار نموده بشیراز رفت و قشون اعزامی محمد شاه آنها را دنبال نمودند تا در شیراز حسینعلی میرزای فرمانفرما و برادرش حسنعلی میرزای شجاع‌السلطنه هر دو گرفتار و بطهران فرستاده شدند. در این بین سه نفر از پسران شاهزاده حسینعلی میرزای فرمانفرما موسوم به رضاقلی میرزا، نجفقلی میرزا و تیمور میرزا از شهر شیراز فرار نموده از راه شامات گذشته از لندن سر در آوردند[۱].


  1. این سه نفر براهنمایی و مساعدت قونسولهای انگلیس خودشانرا بلندن رسانیدند نجفقلی میرزا سفرنامه‌ای دارد که شرح وفات فتحعلی‌شاه و جنگ با قشون محمد شاه و