برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۵۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۴۰

محسوب شود.

انگلیسها نیز در این تاریخ نفوذی در دربار ایران نداشتند و ایران هم بدست کسانی مانند محمدشاه و قائم‌مقام افتاده بود و میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی و و امثال او تحت‌الشعاع واقع شده بودند، روسها نیز سیاست مسالمت را با ایران و عثمانی تعقیب مینمودند، انگلیسها چون موقع را مناسب دیدند حاضر شدند استقلال و تمامیت ایران را در این تاریخ با روسها ضمانت نمایند. این اولین قدم عملی بود که برای از بین بردن استقلال و تمامیت ایران در آن تاریخ برداشته شد، در قاموس سیاست اروپائی جملهٔ «ضمانت استقلال و تمامیت مملکت یک دولت از طرف یک یا چند دولت خارجی» این است که آن مملکت ضمانت شده بالمآل باید ضمیمه مملکت دولت ضامن گردد، یا اینکه اگر در این ضمانت یک یا چند دولت دیگر هم شریک باشند بین آنها تقسیم شود. قدم دوم این ضمانت، تعیین منطقه نفوذ است، بعد از الحاق آن.

انگلیسها در این تاریخ روسها را یگانه رقیب پر زور خود در آسیا تصور مینمودند و خودشانرا قادر نمیدیدند که میدانهای آسیا با روس روبرو شوند و ناچار بودند بیک وسائل سیاسی از روسها ولو موقتاً هم شده جلوگیری نمایند، این بود که در سال ۱۸۳۴ بروسها پیشنهاد نمودند استقلال و تمامیت ایرانرا دو دولت اروپائی انگلیس و روس ضمانت نمایند و اینکه در ذیل نوشته میشود ترجمهٔ اولین سند سیاسی است که بین دولتین در این موضوع رد و بدل شده.[۱]

در سال ۱۸۳۴ در موقع تعیین محمد میرزا بسمت ولیعهدی ایران که از طرف شاهنشاه ایران بعمل آمد بین دولتین روس وانگلیس موافقت حاصل شد که هر دو دولت استقلال و تمامیت ایرانرا محترم شمارند ولی در این باب معاهدهٔ مخصوصی بین دولتین بر قرار نگردید، فقط موافقت نظری بود که بعدها در چندین موقع


  1. The Middle Eastern Question or Some Political Problems of Indian Defence, by Valentine Chirol. P. 437.