برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۳۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۳۲۴

در افغانستان و هندوستان و ترکستان جریان داشت که نمیتوان تصور نمود این شایعات بدون اعمال نظرهای سیاسی یک دولت علاقه‌مند در این ممالک منتشر شده باشد.

انگلیس‌ها در این موقع، (۱۸۳۱ میلادی) تصور مینمودند که دربار ایران و پادشاه آن بعد از معاهدهٔ ترکمان‌چای آلت پیشرفت سیاست دولت روس در آسیای وسطی میباشند بخصوص هنگامیکه عباس‌میرزا عازم سرکوبی امرای خراسان شد این سوءظن انگلیسها بیشتر قوت گرفت و حس میکردند که این قشونکشی ایران بطرف خراسان و افغانستان خطری متوجه هندوستان خواهد شد. پس در صدد جلوگیری و برانگیختن وسائل بر آمدند و کوشیدند که از آن جلوگیری کنند ولی تا مرگ عباس میرزا در سال ۱۸۳۳ میلادی (۱۲۴۹ هجری) و مرگ فتحعلی‌شاه در سال ۱۸۳۴ میلادی (۱۲۵۰ هجری) این سیاست را علنی نکردند و فقط روزنامه‌های آنها بتبلیغات شروع کرده بودند.

در ۲۵ اوت ۱۸۳۲ روزنامه موسوم به گازت بمبئی چنین مینگارد:

«کاغذی که از ایران رسیده در جزء اخبار آن مینویسد، عباس میرزا حکم کرده سی‌هزار قشون ایران بطرف هرات و افغانستان حرکت نمایند و این مقدمه حمله بهندوستان میباشد که بکمک دولت روس بعمل خواهد آمد. اتفاقات آینده همیشه سایه خودشانرا قبلا ظاهر میسازند.»

دکتر وولف[۱] که در این تاریخ از جانب انگلیسها در آسیای مرکزی مسافرت مینمود مینویسد:

«خیلی غریب است که این اخبار با یک سرعت فوق‌العاده در این ممالک منتشر میشود و همه کس باور میکند، نه تنها در صفحات خراسان بلکه در تمام ترکستان و کابل نیز اخبار شایع است که عباس میرزا نایب‌السلطنه و ولیعهد ایران، یک شاهزاده خانم روسی را بزنی گرفته و مذهب روسها را هم قبول نموده است و


  1. دکتر وولف «Dr. Wolff» در سال ۱۸۳۱ تا ۱۸۴۴ میلادی در آسیای مرکزی سیاحت نموده است. در بخارا گرفتار گردید ولی بحکم محمدشاه آزاد شد.