برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۳۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۲۲

نمود ولی باحضار آنها اقدام ننمود − کلایو بنماینده تجارتی انگلیس در خورشیدآباد در این وقت چنین مینگارد:

«فردا من اردو را بهم زده قوای خودمان را بکلکته خواهم برد تا اینکه آنها را در سربازخانه‌ها مسکن دهم. این کار برای این است که هر نوع سوءظن برطرف شود و من دستور داده‌ام تمام توپخانه را در کشتی‌ها بطرف کلکته حرکت دهند و بخود نواب هم یک کاغذ خیلی ملایم و تسکین‌آمیز نوشته‌ام. شما باید فوری بامیر جعفر داخل عمل شوید من همه را حاضر نموده‌ام و در مدت ۱۲ ساعت که در کلکته است کاملا حاضر میباشد و بیک اشاره باتمام توپخانه و مهمات و قشون خود در نوساری خواهد بود و من خودم از طریق خشکی حرکت نموده بآنها ملحص خواهم شد که متفقاً بخورشیدآباد حرکت کنیم.

به میرجعفر اطمینان بده که از هیچ چیز ترس نداشته باشد من با پنجهزار نفر که هیچ وقت از میدان جنگ روگردان نشوند کمک و پشتیبان او هستم. اگر او نتواند سراج‌الدوله را دستگیر کند ما بقدری قوی و مقتدر هستیم که میتوانیم او را بکلی از این مملکت متواری کنیم. باو اطمینان بدهید من مستقیماً بکمک او حرکت میکنم و تا یکنفر از قشون من باقی است پشت و پناه او خواهم بود[۱]».

اما واسطه لرد کلایو که یک تاجر شیاد بود کار را تا اینجا با صمیمیت تمام نسبت به آمال انگلیس‌ها انجام داد و همینکه کار را بجائی رسانید که طرفین هیچیک نمی‌توانستند قدم‌هائی که برای انجام این مقصود برداشتند ترک کنند نفع شخصی خود را پیش کشید و به مستر واتز نماینده تجارتی انگلیس در خورشید آباد که رول مهم را در این دسیسه بازی مینمود اظهار کرد:

هر گاه در این عمل سیصد هزار لیره باو داده نشود تمام نقشه‌ها را به سراج‌الدوله اطلاع خواهد داد. مستر واتز متوحش شده پیش نهاد او را برای کلنل


  1. تاریخ زندگی کلایو (صفحه ۷۲-۷۳)