برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۲۵۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۲۴۱

در این موقع زمان‌شاه وحشتی در خاطر اولیای کمپانی شرقی انگلیس تولید نموده بود که آنی از خیال او ایمن نبودند. ای مرد با عزم چندین بار به هندوستان حمله نمود، حتی از داخل هندوستان هم سلاطین بومی هند او را دعوت کرده و متعهد شدند هر گاه قشون پادشاه افغانستان بسرحد هندوستان برسد از روز ورود روزانه یک لک روپیه برای مخارج قشون‌کشی پادشاه افغان خواهند پرداخت، ولی سیاست پر تزویر اولیای کمپانی شرقی هند عرصه را چنان بر زمان‌شاه تنگ نمود که فکر حمله و هجوم هندوستان از سر او بیرون رفت.[۱]

جنگهای داخلی[۲] که در افغانستان بین زمان‌شاه و سرداران او ایجاد نمودند و تحریک فتحعلی‌شاه بر ضد زمان‌شاه که بزور طلای سرجان ملکم بعمل آمد و در نتیجه آن قشون ایران بافغانستان رفت و حمایت و مساعدتی که از شاهزاده محمود نمودند، حاصلش این بود که بالاخره کار زمان‌شاه ساخته شده بدست شاهزاده محمود گرفتار و از دو چشم نابینا گردید.

زمان‌شاه خود باین نکته برخورده بود و مایل بود پادشاه ایران را از خود راضی نگاهدارد و نگذارد جنگ بین افغانستان و ایران به نفع انگلیسها و بضرر هر دو تمام شود هنگامیکه انگلیسها بزور طلا، فتحعلی‌شاه را بر ضد افغانستان تحریک مینمودند او نیز سعی میکرد آتش غضب فتحعلی‌شاه را فرو نشاند فقط چیزیکه بود کار از کار گذشته و آتش فتنه در افغانستان شعله‌ور شده بود و زمانشاه خود در میان آن آتش میسوخت و درد را خوب حس میکرد و محرک اصلی را نیز


  1. سر جان ملکم در ماه اکتبر ۱۸۰۰ از اصفهان مینویسد:

    «زمان‌شاه دیگر نمیتواند علیه هندوستان تا آمدن بارانهای سال ۱۸۰۱ اقدامی بکند و اگر قدرت آن را هم داشته باشد وقت آنرا نخواهد داشت. بلطف خداوندی بعد از این تاریخ در این قسمت گرفتاری‌های زیادی خواهد داشت و هرگز نخواهد توانست جنگ‌های دیگر بکند». (کتاب جنگهای افغانستان تألیف جان ویلیام کی – جلد اول صفحه ۶ و ۷).

  2. جنگ داخلی افغان‌ها باعث راحتی خیال حکومت هندوستان انگلیس شد و در همین تاریخ است که میرزا ابراهیم‌خان کلانتر شیراز (اعتمادالدوله) با تمام کسانش بنا بفرمان فتحعلی‌شاه بقتل میرسد. (کتاب فوق صفحه ۳۶)